سلامت روج و جسم

مطالب پزشکی و روانشناسی

سلامت روج و جسم

مطالب پزشکی و روانشناسی

۵ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 

 

گروه درمانی به این معنی است که بیش از یک نفر به طور همزمان توسط حداقل یک درمانگر تحت درمان قرار می‌گیرند. برخی از گروه‌ها ممکن است بیش از یک درمانگر داشته باشند. اندازه گروه‌ها بسته به نوع درمان متفاوت است. به عنوان مثال، زوج درمانی، نوعی گروه درمانی که معمولاً شرکای عاشقانه را درمان می‌کند، شامل دو نفر است. در حالی که گروه‌های دیگر، مانند گروه‌های سوء مصرف مواد، ممکن است شامل 10 تا 12 نفر در یک جلسه باشند. محققانی که اثربخشی گروه درمانی را مطالعه می‌کنند، معمولاً 6 تا 12 نفر را در یک گروه توصیه می‌کنند.  .برای ارتباط با بهترین روانشناس زن در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

گروه درمانی برای درمان سوء مصرف مواد

ما موجوداتی اجتماعی هستیم و به عنوان موجوداتی اجتماعی، نیاز ما به جمع شدن می‌تواند یک ابزار درمانی قدرتمند باشد. گروه‌های درمانی رسمی می‌توانند متقاعدکننده و حمایت‌کننده باشند. گروه‌هایی که پیرامون اعتیاد سازماندهی می‌شوند می‌توانند به افراد بینش، راهنمایی و آرامش ارائه دهند. تحت راهنمایی یک درمانگر، گروه‌ها می‌توانند دلبستگی‌های سالم را پرورش دهند و همچنین مهارت‌های اجتماعی جدیدی را به افراد آموزش دهند. گروه درمانی در درمان سوءمصرف مواد به اندازه درمان فردی مؤثر است و در موارد خاص، ممکن است حتی مفیدتر نیز باشد. 10

افرادی که در گروه درمانی شرکت می‌کنند ، تمایل بیشتری به حفظ پرهیز دارند.10 تحقیقات نشان می‌دهد که گروه درمانی می‌تواند به اختلالات سلامت روان همزمان، مانند افسردگی، اضطراب و اختلال شخصیت نیز کمک کند .10

انواع و مدل‌های گروه درمانی

درمانگران ممکن است از مدل‌های مختلف درمان گروهی برای برآوردن نیازهای گروه در طول مراحل مختلف بهبودی استفاده کنند. پنج مدل گروهی که اثربخشی آنها در درمان سوء مصرف مواد ثابت شده است عبارتند از :

  • گروه‌های روان‌آموزی.  تمرکز اصلی این گروه‌ها آموزش و آگاه‌سازی افراد به طور کلی در مورد سوءمصرف مواد، سلامت روان، رفتارهای مرتبط و پیامدهای این رفتارها است.
  • گروه‌های توسعه مهارت.  این مدل انعطاف‌پذیر است. درمانگر می‌تواند آموزش مهارت‌ها را بر اساس نیازهای افراد در گروه تطبیق دهد. مهارت‌ها بر حفظ پرهیز از مواد مخدر یا الکل تمرکز دارند و تعامل بیشتری را بین اعضای گروه شامل می‌شوند.
  • گروه‌های درمانی شناختی-رفتاری.  درمانگر تلاش می‌کند تا تفکر و رفتارهای مشکل‌ساز که در مصرف مواد نقش دارند را شناسایی کند و الگوهای فکری و رفتاری جدیدی را به اعضای گروه آموزش دهد. این گروه‌ها بر آموزش پیشگیری از عود نیز تمرکز دارند.
  • گروه‌های پشتیبانی.  همانطور که از نامش پیداست، مدل گروه پشتیبانی، ضمن آموزش مهارت‌های بین فردی از طریق بحث گروهی، تجربیات مشترک و حل مسئله مشارکتی، از اعضا حمایت و مراقبت می‌کند.
  • گروه‌های فرآیند بین فردی.  در این مدل، درمانگر تعاملات، عملکرد و کارایی گروه را مشاهده می‌کند. درمانگر به اعضا در رشد عاطفی‌شان کمک می‌کند و نگرانی‌های دوران کودکی آنها را که ممکن است آنها را به تصمیم‌گیری ضعیف و تمایلات تکانشی سوق دهد، مورد توجه قرار می‌دهد.

این مدل‌ها سیال هستند. درمانگران می‌توانند بر اساس نیازها و اهداف گروه از آنها استفاده کنند و حتی می‌توانند در یک جلسه گروه درمانی از یک مدل به مدل دیگر تغییر دهند.

اهداف گروه درمانی

هدف اصلی، به کارگیری آموخته‌های گروه درمانی در زندگی خارج از درمان است. این بدان معناست که افراد می‌توانند رفتارهای خود را اصلاح کنند، مهارت‌های بین فردی آموخته شده را در روابط جدید و موجود به کار گیرند و در صورت لزوم از اقدامات پیشگیرانه و مهارت‌های مقابله‌ای برای جلوگیری از عود استفاده کنند. 11

مزایای گروه درمانی

مزایای گروه درمانی عبارتند از: 12،13

  • اطمینان از اینکه افراد تنها نیستند. افراد دیگر مشکلات و مبارزات مشابهی را با هم دارند.
  • فرصت دریافت و ارائه حمایت. هر دوی این مفاهیم در درمان مهم هستند. دریافت حمایت از دیگران بخشی از پیوند یا اتحاد درمانی است که در گروه‌ها رخ می‌دهد؛ در حالی که ارائه حمایت به دیگران امکان رشد و یادگیری را فراهم می‌کند.
  • یک اتحاد درمانی گسترده‌تر، که امکان ادغام دیدگاه‌های مختلف را فراهم می‌کند.
  • توسعه مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی شدن، که به افراد اجازه می‌دهد یاد بگیرند چگونه مسائل خود را بیان کنند و انتقاد دیگران را بپذیرند.
  • توسعه خودآگاهی، که از گوش دادن به دیگران با مسائل مشابه حاصل می‌شود.
  • ماهیت درمانی که با به اشتراک گذاشتن تجربیات خود با دیگران که مشکلات مشابهی دارند، همراه است.
  • احساس داشتن یک شبکه‌ی امنیتی گسترده برای افرادی که در غیر این صورت ممکن است در مورد صحبت در مورد احساسات و نقاط ضعف ادراک‌شده‌ی خود مردد باشند.
  • توانایی الگوبرداری از رفتارهای موفق افراد دیگری که تجربیات مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند. الگوبرداری نوعی یادگیری است که در آن افراد با کپی کردن یا تقلید از اعمال دیگران یاد می‌گیرند.
  • هزینه. گروه درمانی معمولاً ارزان‌تر از درمان فردی است.

معایب گروه درمانی

معایب، ذهنی هستند. همانطور که قبلاً ذکر شد، ثابت شده است که گروه درمانی به اندازه درمان فردی مؤثر است. با این حال، برخی ممکن است درمان فردی را به دلایلی که ممکن است شامل موارد زیر باشد، به گروه درمانی ترجیح دهند :

  • محرمانگی کمتر. اگرچه به طور کلی به اعضای گروه دستور داده می‌شود که اطلاعات و رویدادهایی که در گروه رخ می‌دهد محرمانه نگه داشته شوند و فقط در طول درمان با اعضای گروه به اشتراک گذاشته شوند، اما احتمال نقض محرمانگی بیشتر است.
  • اتحاد درمانی کمتر متمرکز.
  • انعطاف‌پذیری کمتر. گروه‌ها معمولاً در زمان‌های مشخصی تشکیل جلسه می‌دهند. فرصت کمتری برای تطبیق درمان با برنامه شخصی فرد وجود دارد.
  • مناسب نیست. گروه درمانی ممکن است برای انواع خاصی از افراد، مانند افرادی که به شدت ضداجتماعی ، بسیار خجالتی، تکانشی و منفعل-پرخاشگر هستند، نامناسب باشد.
  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

 
 

روان‌درمانی یا «گفتاردرمانی»، بخش مهمی از درمان اختلال دوقطبی است. در طول درمان، می‌توانید در مورد احساسات، افکار و رفتارهایی که برای شما مشکل ایجاد می‌کنند، صحبت کنید. گفتاردرمانی می‌تواند به شما در درک و غلبه بر هرگونه مشکلی که به توانایی شما در عملکرد خوب در زندگی و شغلتان آسیب می‌رساند، کمک کند. همچنین به شما کمک می‌کند تا به مصرف داروهایتان ادامه دهید . می‌تواند به شما در حفظ تصویر مثبت از خود کمک کند.

انواع روان‌درمانی مورد استفاده برای درمان اختلال دوقطبی عبارتند از:

  • رفتاردرمانی. این روش بر رفتارهایی تمرکز دارد که استرس را کاهش می‌دهند.
  • درمان شناختی. این نوع رویکرد شامل یادگیری شناسایی و اصلاح الگوهای تفکری است که با تغییرات خلقی همراه هستند.
  • درمان بین فردی . این درمان شامل روابط می‌شود و هدف آن کاهش فشارهایی است که بیماری ممکن است بر آنها وارد کند.
  • درمان ریتم اجتماعی. این به شما کمک می‌کند تا یک برنامه خواب طبیعی و روال‌های روزانه قابل پیش‌بینی‌تری ایجاد و حفظ کنید.

گروه‌های حمایتی همچنین به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک می‌کنند . شما تشویق می‌شوید، مهارت‌های مقابله‌ای را یاد می‌گیرید و نگرانی‌هایتان را به اشتراک می‌گذارید. در نتیجه ممکن است کمتر احساس انزوا کنید. اعضای خانواده و دوستان نیز ممکن است از یک گروه حمایتی بهره‌مند شوند. آنها می‌توانند درک بهتری از بیماری به دست آورند، نگرانی‌های خود را به اشتراک بگذارند و یاد بگیرند که چگونه به بهترین شکل از عزیزان مبتلا به اختلال دوقطبی حمایت کنند.

 

آموزش یکی دیگر از بخش‌های جدایی‌ناپذیر درمان برای شما و خانواده‌تان است. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی (و خانواده‌هایشان) اغلب از یادگیری در مورد این اختلال - علائم آن، نشانه‌های اولیه یک دوره و انواع درمان - بهره‌مند می‌شوند. این نوع آموزش همچنین می‌تواند به شما در تهیه برنامه‌ای در صورتی که بینش یا توانایی شما در دیدن سیستمتان به خطر بیفتد، کمک کند.

همچنین، انجام این مراحل ممکن است به شما در مقابله با اختلال دوقطبی کمک کند:

  • ایجاد روال‌های منظم. به نظر می‌رسد خواب ، غذا خوردن و فعالیت منظم به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک می‌کند تا خلق و خوی خود را مدیریت کنند.
  • علائم را شناسایی کنید. اگرچه علائم هشدار دهنده اولیه یک دوره نزدیک شدن به افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما به همراه یک روانپزشک می‌توانید تشخیص دهید که چه تغییرات رفتاری نشان دهنده شروع یک دوره برای شما است. این علائم ممکن است شامل نیاز به خواب کمتر برای احساس استراحت، خرید چیزهایی که نمی‌توانید از پس هزینه آنها برآیید یا نیازی به آنها ندارید، یا درگیر شدن ناگهانی در مذهب یا فعالیت‌ها و علایق جدید باشد.
  • سازگاری. این می‌تواند به شما کمک کند تا از رفتارهای شرم‌آور در طول دوره‌های شیدایی اجتناب کنید و اهداف واقع‌بینانه‌ای برای درمان تعیین کنید. پزشک شما می‌تواند به شما در آماده شدن برای دوره‌های احتمالی آینده و مدیریت ترس از داشتن دوره‌های بیشتر کمک کند. بخش کلیدی سازگاری، درک انواع استرس‌هایی است که ممکن است خطر ابتلا به دوره‌های شیدایی یا افسردگی را افزایش دهند و تغییرات سبک زندگی که می‌توانند آنها را کاهش دهند.
  • یک الگوی خواب منظم را حفظ کنید. هر روز تقریباً در یک ساعت مشخص به رختخواب بروید و بیدار شوید. تغییرات در خواب می‌تواند عملکرد طبیعی مدارهای مغزی درگیر در پردازش احساسات را مختل کند و به طور بالقوه باعث ایجاد دوره‌های خلقی شود.
  • از الکل یا مواد مخدر خیابانی استفاده نکنید. این مواد می‌توانند باعث ایجاد یا تقلید دوره‌های خلقی شوند. همچنین می‌توانند در اثربخشی دارو اختلال ایجاد کنند.

برای بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، خطر ابتلا به سایر مشکلات روانپزشکی وجود دارد. به طور معمول، این مشکلات عبارتند از سوء مصرف الکل و مواد مخدر، اختلال اضطراب ، اختلال خوردن یا اختلال شخصیت.

 
 

تخمین زده می‌شود که ۶۰٪ از کل افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، مشکلات مربوط به مواد مخدر یا الکل دارند. سوء مصرف مواد مخدر می‌تواند علائم افسردگی یا شیدایی را تقلید کند ، و این امر درمان مشکلات سوء مصرف مواد را برای تشخیص دقیق اختلال دوقطبی یا سایر اختلالات خلقی مهم می‌کند .

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

تشخیص علائم در زنان

تشخیص علائم اختلال دوقطبی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، به خصوص به این دلیل که اغلب علائم آنها مشابه سایر بیماری‌های روانی است. در اینجا، ما بر علائم خاص زنان تمرکز خواهیم کرد که می‌تواند به تمایز اختلال دوقطبی از سایر مشکلات کمک کند.

علائم شایع اختلال دوقطبی در زنان

زنان مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است علائم زیر را نشان دهند:

  • شیدایی یا هیپومانیا: این شامل افزایش سطح انرژی، سرخوشی، تحریک‌پذیری و کاهش نیاز به خواب می‌شود. زنان همچنین ممکن است درگیر رفتارهای تکانشی مانند ولخرجی یا فعالیت‌های جنسی پرخطر شوند.
  • افسردگی: این مرحله با احساس غم، ناامیدی، خستگی و از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً از آنها لذت می‌بردند، مشخص می‌شود. زنان بیشتر از مردان مستعد ابتلا به افسردگی هستند.
  • دوره‌های ترکیبی: زنان ممکن است علائم شیدایی و افسردگی را همزمان تجربه کنند که مدیریت آن می‌تواند به ویژه چالش برانگیز باشد.

تأثیرات هورمونی

تغییرات هورمونی می‌تواند به طور قابل توجهی بر علائم اختلال دوقطبی در زنان تأثیر بگذارد. رویدادهایی مانند قاعدگی، بارداری و یائسگی می‌توانند نوسانات خلقی را تشدید کنند. درک این تأثیرات هورمونی برای برنامه‌ریزی درمانی مؤثر ضروری است.

گزینه‌های درمانی: یافتن مسیر درست

پیمایش در دنیای درمان اختلال دوقطبی می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد، اما درک گزینه‌های موجود می‌تواند فرآیند تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند.

درمان بستری برای اختلال دوقطبی

درمان بستری یک برنامه ساختار یافته است که در آن بیماران برای دریافت مراقبت‌های جامع در یک مرکز درمانی بستری می‌شوند. این گزینه برای کسانی که علائم شدیدی را تجربه می‌کنند یا برای تثبیت وضعیت خود به یک محیط پرورش‌دهنده نیاز دارند، مفید است.

درمان بستری موارد زیر را فراهم می‌کند:

  • نظارت پزشکی ۲۴ ساعته: امکان پاسخگویی فوری به هرگونه نیاز پزشکی یا روانی را فراهم می‌کند.
  • روال ساختاریافته: به بیماران کمک می‌کند تا عادات سالم و راهبردهای مقابله‌ای را در خود پرورش دهند.
  • پشتیبانی درمانی: جلسات درمانی فردی و گروهی برای رسیدگی به مشکلات اساسی ارائه می‌دهد.

درمان و مراقبت سرپایی

برای کسانی که علائم خفیف‌تری دارند، درمان سرپایی ضمن ارائه پشتیبانی حرفه‌ای، انعطاف‌پذیری بیشتری نیز ارائه می‌دهد.

گزینه‌ها عبارتند از:

  • درمان شناختی رفتاری (CBT): هدف آن تغییر الگوهای فکری و رفتاری منفی است.
  • رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT): بر تنظیم هیجان و اثربخشی بین فردی تمرکز دارد.
  • مدیریت دارو: ارزیابی روانپزشکی و دارو می‌تواند در مدیریت علائم بسیار مهم باشد.

خودیاری و تغییر سبک زندگی

علاوه بر درمان حرفه‌ای، استراتژی‌های خودیاری می‌توانند نقش حیاتی در مدیریت اختلال دوقطبی داشته باشند.

این موارد عبارتند از:

  • ورزش منظم: فعالیت بدنی می‌تواند خلق و خو را بهبود بخشد و استرس را کاهش دهد.
  • رژیم غذایی سالم: یک رژیم غذایی متعادل می‌تواند به تثبیت نوسانات خلقی کمک کند.
  • بهداشت خواب: استراحت کافی برای تنظیم خلق و خو ضروری است.
  • شبکه‌های حمایتی: مشارکت با گروه‌های حمایتی می‌تواند کمک عاطفی و عملی ارائه دهد.

توصیه‌های کاربردی برای اعضای خانواده

حمایت از یک عزیز مبتلا به اختلال دوقطبی شامل درک وضعیت او و آگاهی از نحوه کمک مؤثر است.

خودتان را آموزش دهید

یادگیری در مورد اختلال دوقطبی، علائم و گزینه‌های درمانی آن می‌تواند شما را در حمایت بهتر از عزیزتان توانمند کند. منابعی مانند کتاب‌ها، دوره‌های آنلاین و سمینارها می‌توانند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهند.

آشکارا ارتباط برقرار کنید

گفتگوی آزاد در مورد احساسات و علائم را تشویق کنید. فضایی امن ایجاد کنید که در آن عزیزتان بدون ترس از قضاوت، در مورد تجربیات خود احساس راحتی کند.

تشویق به درمان و مراقبت از خود

از عزیزتان در جستجوی کمک حرفه‌ای و اتخاذ روال‌های مراقبت از خود حمایت کنید. پیشنهاد همراهی با او در قرار ملاقات‌ها یا کمک به او برای پیگیری علائمش می‌تواند مفید باشد.

مرزها را تعیین کنید

اگرچه ارائه پشتیبانی بسیار مهم است، اما به همان اندازه تعیین مرزها برای محافظت از سلامت روان خود نیز مهم است. مطمئن شوید که برای مراقبت از خود وقت می‌گذارید و در صورت نیاز به دنبال پشتیبانی هستید.

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

استرس و اضطراب را می‌توان یک واکنش طبیعی بدن در برابر موقعیت خطر دانست. هرچند این دو اصطلاح در اکثر مواقع با هم به کار برده می‌شوند و بیانگر نوعی ترس و دلهره هستند، اما از لحاظ روانشناسی تفاوت استرس و اضطراب بسیار زیاد است.

همه ما حداقل یک‌بار احساسات و افکار ناخوشایند را تجربه کرده‌ایم. لحظاتی که نمی‌دانیم حال بدمان ناشی از استرس است یا اضطراب شدید، و این‌که باید برای هر یک از این احساسات چه کاری انجام دهیم. درست زمانی که درگیر کلافگی کار یا ترس از درست انجام ندادن بخشی از مسئولیت‌های خود شده‌اید، استرس و اضطراب تمام موقعیت‌های مختلف زندگی شما را تحت شعاع قرار می‌دهد. 

 

زمانی که تغییرات جدیدی در زندگی ایجاد می‌شود و شرایط ما را تحت شعاع قرار می‌دهد، بسیار طبیعی است که مغز واکنش متفاوتی نشان دهد. یکی از اهداف اصلی مغز انسان جلوگیری از خطر و حفظ جان است. بنابراین وقتی که در موقعیت خطر قرار می‌گیرید با علائمی همچون بالا رفتن ضربان قلب مواجه می‌شوید تا بدن به فکر راه‌کاری برای فرار از آن موقعیت باشد. 

در واقع باید گفت استرس همان واکنش طبیعی بدن در برابر شرایط جدید است. از همین رو می‌توان فهمید استرس به خودی خود چیز بدی نیست. اگر اشخاص همیشه آسوده خاطر باشند و در موقعیت‌های حساس هیچ واکنشی نشان ندهند، بقای انسان به خطر می‌افتد.

 

 

علائم و نشانه‌های استرس

استرس طیف وسیعی از علائم جسمی و روانی را در بر می‌گیرد که اصلی‌ترین نشانه‌های آن عبارتند از:

  • تنش عضلانی
  • مشکلات خواب
  • سرگیجه و حالت تهوع
  • مشکلات گوارشی
  • عصبانیت و تحریک‌پذیری
  • سردرد
  • تعریق شدید
  • احساس بی‌قراری
  • احساس دلشوره مداوم
  • افزایش یا کاهش اشتها
  • بالا رفتن ضربان قلب

 

 
استرس با مجموعه‌ای از علائم جسمی و روانی همچون بالا رفتن ضربان قلب، تنش عضلانی، مشکلات خواب، سردرد، مشکلات گوارشی، احساس بی‌قراری، دلشوره مداوم و کاهش اشتها همراه است.

 

اضطراب چیست؟

اضطراب یک احساس ترس، نگرانی یا ناراحتی شدید است که لزوما بر اثر تجربه یا لمس محرک خاصی ایجاد نمی‌شود. به عنوان مثال شما با دیدن یک موقعیت دلهره‌آور دچار استرس و بالا رفتن ضربان قلب شدید. این واکنش طبیعی بوده و پس از مدت کوتاهی برطرف می‌شود. اما در احساس اضطراب شما پس از گذشت روزها و حتی ماه‌ها همچنان با یادآوری آن خاطره دچار ترس و نگرانی غیر قابل کنترلی خواهید شد.

 

 

 

علائم و نشانه‌های اضطراب

نشانه‌های اضطراب و استرس شباهت‌های زیادی دارند. اما مهمترین علائمی که نشان دهنده اضطراب هستند عبارتند از:

  • احساس سوزن سوزن شدن
  • بی‌حسی و کسلی شدید
  • احساس عذابی قریب الوقوع
  • گیجی و مه مغزی

 

 

تفاوت استرس و اضطراب چیست؟

استرس و اضطراب واکنش طبیعی بدن ما نسبت به موقعیت خطر یا فرار هستند که مرز باریکی بین آن‌ها وجود دارد. در صورتی که احساس خطر کنید سریعا بدن هورمون استرس ترشح می‌کند. این هورمون باعث بالا رفتن ضربان قلب شده و خون بیشتری به اندام‌های مختلف بدن می‌رساند. 

این‌جاست که بدن شما مواد مغذی فراوانی در خون آزاد می‌کند تا بتواند انرژی مورد نیاز را به قسمت‌های مختلف برساند. از همین رو حواس پنجگانه اکثر افراد در چنین موقعیتی هوشیارتر عمل می‌کند. اضطراب پاسخی به احساس استرس است. 

در واقع اصلی‌ترین تفاوت استرس و اضطراب را باید در وجود یک محرک خاص دانست. استرس معمولا به دلیل یک تغییر جدید  یا موقعیت خاص ایجاد می‌شود و پس از این‌که آن وضعیت برطرف شد استرس هم از بین خواهد رفت. 

البته نمی‌توان گفت استرس همیشه کوتاه مدت است، بلکه استرس مزمن و طولانی مدت به استرس‌هایی گفته می‌شود که به دلیل فشارهای زیاد همچون قرار گرفتن در موقعیت کاری سخت یا اختلافات خانوادگی بروز پیدا می‌کند. 

در تفاوت استرس و اضطراب باید بگوییم که اضطراب به نوعی نقطه مقابل استرس است و برای بروز پیدا کردن به محرک خاصی نیاز ندارد. احساس اضطراب همیشه با نگرانی‌هایی همراه است که در صورت برطرف شدن عامل استرس‌زا باز هم از بین نمی‌رود.

بیشتر بدانیم: استرس حاد چیست؟

 
مواردی همچون احساس سوزن سوزن شدن، مه‌مغزی، بی‌حسی، کسلی و احساس عذابی نزدیک از نشانه‌های اضطراب محسوب می‌شوند و لزوما به محرک خاصی نیاز ندارند. در صورتی که علائم استرس به دلیل وجود تغییر یا محرک خاصی ایجاد خواهند شد و با تنش عضلانی، تعریق شدید، بالا رفتن ضربان قلب، عصبانیت، تحریک پذیری، کاهش اشتها، دلشوره مداوم، سردرد، سرگیجه، احساس بی‌قراری یا حالت تهوع همراه هستند.

 

امکان تبدیل استرس به اضطراب و برعکس آن وجود دارد؟

با وجود تفاوت استرس و اضطراب اما می‌توان ارتباط نزدیکی بین این دو احساس پیدا کرد. امکان این‌که استرس در برخی مواقع به اضطراب تبدیل شود، وجود دارد. 

به عنوان مثال شما هدف نسبتا بزرگی برای آینده خود در نظر گرفته‌اید. به‌طور طبیعی در مورد رسیدن به آن حرکت بزرگ در آینده استرس دارید، اما گاهی اوقات ممکن است متوجه شوید بدون وجود چیز خاصی عصبی شده‌اید و دلهره شدیدی پیدا کرده‌اید. بنابراین می‌توان گفت استرس واکنش بدن به یک تهدید و اضطراب واکنش بدن به احساس استرس است.

 

مدیریت و درمان

برای تشخیص تفاوت استرس و اضطراب لازم بود که تا حدی هر یک را بشناسیم و علائم مشخص آن‌ها را بدانیم. حال پس از شناخت این دو احساس باید به کمک استراتژی‌های درست آن‌ها را مدیریت یا درمان کنیم. 

 

تکنیک‌هایی برای مدیریت

در زیر با مفیدترین راه‌کارها برای مدیریت استرس و اضطراب آشنا می‌شوید:

1. استراتژی‌های آرامش‌بخش

چنان‌چه شما درگیر استرس و اضطراب هستید، می‌توانید به کمک راهبردهای تمدد اعصاب با این دو احساس کنار بیایید. راهبردها عبارتند از:

  • بر روی کلمات مثبت همچون «آرامش» یا «صلح» تمرکز کنید.
  • تمرینات تنفسی انجام دهید.
  • یک صحنه آرامش‌بخش همچون دریا، ساحل یا دشت سرسبز را تجسم کنید.
  • تمرینات یوگا انجام دهید.
  • برای به دست آوردن آرامش خود به صورت آهسته از 1 تا 10 بشمرید.

 

2. ورزش کردن

فعالیت بدنی یکی از راه‌کارهای بسیار مفید برای کاهش استرس و اضطراب محسوب می‌شود. شما می‌توانید فعالیت‌های مختلف همچون پیاده‌روی، دوچرخه سواری، دویدن و یا انجام حرکات سیال مثل یوگا را انتخاب کنید. این تمرینات و حرکات در ایجاد احساس آرامش کمک بزرگی می‌کنند.

 

3. صحبت کردن

در مورد نگرانی‌ها، ترس‌ها و دغدغه‌های خود به صورت، رودررو، تلفنی یا اینترنتی صحبت کنید. حرف زدن در خصوص دل مشغولی‌ها به کاهش استرس و اضطراب کمک بزرگی می‌کند. شما می‌توانید با یک دوست، همکار، اعضای خانواده و فردی که به آن اطمینان دارید صحبت کنید، اما یادتان باشد همیشه بهترین گزینه مراجعه به مشاور و روانشناس است.

 

4. خود مراقبتی

شما باید مراقب ذهن و بدن خودتان باشید و در صورتی که لازم بود برای بهبودی بیشتر اقدام کنید. در واقع شما باید:

  • بپذیرید نمی‌توانید همه چیز را تحت کنترل خودتان داشته باشید.
  • بدانید برای رسیدن به کمال ابتدا باید به بهترین شکل از خودتان رضایت داشته باشید.
  • یاد بگیرید چه عواملی موجب استرس و اضطراب شما می‌شود.
  • مصرف کافئین و سیگار کشیدن را کاهش دهید.
  • وعده‌های غذایی خود را به صورت متعادل و منظم برنامه‌ریزی کنید.
  • به اندازه کافی بخوابید.

 

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

افسردگی چیست و چرا درمان آن مهم است؟

افسردگی حالتی فراتر از غم و اندوه معمولی است. این اختلال با علائمی مانند بی‌انرژی بودن، کاهش علاقه به فعالیت‌ها و افکار منفی همراه است. اگر درمان نشود، می‌تواند به مشکلات جدی‌تری منجر شود. درمان افسردگی نه‌تنها کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد، بلکه از عوارض بلندمدت جلوگیری می‌کند. افرادی که به‌موقع اقدام می‌کنند، شانس بیشتری برای بهبودی کامل دارند. هرچه زودتر شروع کنید، نتایج بهتری خواهید دید. تشخیص دقیق اولین گام در درمان است. روانشناسان و روان‌پزشکان با ارزیابی علائم، برنامه درمانی مناسب را پیشنهاد می‌دهند. این برنامه ممکن است شامل مشاوره، دارو یا روش‌های نوین باشد. انتخاب روش به شدت بیماری و شرایط فرد بستگی دارد.

طول درمان افسردگی چقدر است؟

طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت بیماری، نوع درمان و پاسخ فرد به روش‌های درمانی از مهم‌ترین عوامل هستند. به طور کلی، بهبودی ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد. برای درمان افسردگی خفیف، گاهی ۶ تا ۱۲ هفته درمان کافی است. در موارد شدیدتر، ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها نیاز به مراقبت باشد. صبر و پایبندی به درمان کلید موفقیت است.

عوامل مؤثر بر طول درمان

طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت افسردگی، نوع آن (مانند افسردگی دوقطبی یا افسردگی اساسی)، سابقه خانوادگی، وضعیت جسمی، حمایت اجتماعی و روش درمانی انتخاب‌شده، همگی در مدت درمان نقش مهمی دارند. به‌طور کلی، درمان‌های روان‌درمانی مانند مشاوره روانشناسی برای افسردگی ممکن است بین چند ماه تا یک سال طول بکشند. اما روش‌های نوینی چون نوروفیدبک یا تحریک مغزی می‌توانند در مدت‌زمان کوتاه‌تری تأثیر خود را نشان دهند. سه عامل زیر از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر طول درمان افسردگی هستند.

  • شدت علائم: افسردگی خفیف سریع‌تر بهبود می‌یابد.
  • همکاری بیمار: پایبندی به جلسات و توصیه‌ها ضروری است.
  • روش درمانی: برخی روش‌ها مانند rTMS نتایج سریع‌تری دارند.

درمان مداوم و پیگیری منظم نتایج بهتری به همراه دارد. قطع زودهنگام درمان می‌تواند خطر بازگشت علائم را افزایش دهد. مشاوره با متخصص به تنظیم برنامه درمانی کمک می‌کند.

 

 

  • سامرند سلیمی