سلامت روج و جسم

مطالب پزشکی و روانشناسی

سلامت روج و جسم

مطالب پزشکی و روانشناسی

  • ۰
  • ۰

خیانت می‌تواند یکی از دردناک‌ترین تجربیاتی باشد که می‌توانید در کنار از دست دادن فرزند داشته باشید. دردی که توسط خیانت ایجاد می‌شود تقریباً غیرقابل تحمل است و پس از آن، چه در رابطه بمانید و چه نمانید، به التیام زیادی نیاز است.

در این مقاله، در مورد یکی از نشانه‌هایی که هنگام شک به خیانت در رابطه‌تان باید بیش از همه به آن توجه کنید، صحبت می‌کنم. پس از کشف خیانت، زخم عاطفی که ایجاد می‌شود نیاز به ترمیم و التیام دارد.

 

خیانت یکی از چالش‌برانگیزترین و آسیب‌زاترین رویدادهای عاطفی در زندگی است. و هرچه بیشتر به کسی اعتماد کنید و با او احساس امنیت کنید، وقتی اتفاق می‌افتد، قوی‌تر و دردناک‌تر می‌شود. می‌تواند ناتوان‌کننده باشد و احساسی شبیه به چیزی داشته باشد که من آن را  قتل عاطفی می‌نامم . از استفاده از این اصطلاح متنفرم، اما واقعاً می‌تواند مانند یکی از بدترین دردهای عاطفی باشد که می‌توانید تجربه کنید.

مورد خیانت قرار گرفتن مثل این است که کسی قلبت را آنقدر محکم بگیرد که دیگر نتواند بتپد. می‌توانی این را هم در ذهن و هم در بدنت حس کنی. حتی می‌تواند از درد فیزیکی هم بدتر باشد، چون خیلی شدید است.

خیانت در جامعه ما آنقدر شایع است که باید در مورد آن صحبت کنیم. باید بفهمیم که چرا اینقدر دردناک است و چرا بخشیدن کسی پس از خیانت اینقدر سخت است. و به خصوص اگر بهتر باشد که با هم یا جدا از هم در مسیر بهبودی رشد کنیم.

هر کسی نقطه عطف خودش را دارد. بعضی‌ها می‌خواهند فرد خیانتکار را ببخشند و به رابطه‌شان ادامه دهند، و بعضی دیگر می‌خواهند دیگر هیچ ارتباطی با شریک زندگی‌شان نداشته باشند - و تا حد امکان از او دور شوند.

این موضوع بسیار حساسی است و من تمام تلاشم را خواهم کرد تا با احترام به آن بپردازم. آنچه می‌خواهم در این مقاله به آن بپردازم دو جنبه است:

  1. یک علامت هشدار مهم اما گاهی نادیده گرفته شده
  2. چگونه پس از آشکار شدن خیانت، التیام پیدا کنیم و به زندگی عادی برگردیم

چه تصمیم بگیرید که با شریک زندگی‌تان بمانید و به عنوان یک زوج التیام پیدا کنید و چه از هم جدا شوید و جداگانه التیام پیدا کنید،  التیام باید اتفاق بیفتد . فرقی نمی‌کند که شما قربانی بی‌خبر یک شریک خیانتکار باشید یا خودتان خیانتکار؛ احتمالاً بعد از چنین اتفاقی باید چیزی را در درون خود التیام ببخشید.

بله، حتی خیانتکاران هم نیاز به التیام دارند، مگر اینکه از خیانت خود احساس بدی نداشته باشند. چند دلیل می‌تواند وجود داشته باشد. یکی از آنها این است که آنها قربانی هر نوع سوءاستفاده‌ای شده‌اند. شریک خیانتکار ممکن است در جستجوی آرامش یا ارتباط با شخص دیگری، زمانی که قربانی سوءاستفاده کلامی، عاطفی یا جسمی بوده‌اند، آرامش پیدا کند. قربانیان سوءاستفاده اغلب احساس می‌کنند که گیر افتاده‌اند و هیچ راهی برای خروج از رابطه ندارند، بنابراین ممکن است برای ارتباط به بیرون از رابطه نگاه کنند.

من در این مقاله به این نوع خاص از تقلب نمی‌پردازم، اما می‌خواستم این موارد را با شما به اشتراک بگذارم تا اگر شما هم جزو این دسته هستید، بتوانید از آنها استفاده کنید. 

با این حال، بسیاری از خیانتکاران احساس بدی دارند و باید تمام عمر با پشیمانی زندگی کنند. این روش زندگی با کیفیتی نیست. سوء تفاهم نشود؛ من اینجا نیستم که آن رفتار را توجیه کنم. فقط می‌خواهم به عواقب، درد و بهبودی پیرامون این رفتار بپردازم.

اگر به خیانت در رابطه‌تان فکر می‌کنید، شاید بعد از خواندن این مقاله نظرتان عوض شود. در بیشتر روابط «عادی»، خیانت خیانت است. و خیانت مانند قتل عاطفی به نظر می‌رسد . به محض اینکه از رابطه خارج شوید و وارد آن قلمرو شوید، آسیب وارد شده است.

اولین مواجهه من با خیانت

اواخر دهه ۸۰ میلادی، عاشق بازی با اسکنرها بودم. نه از آن نوع اسکنرهایی که قیمت اجناس را در فروشگاه مواد غذایی به شما می‌گویند، بلکه از آن نوعی که می‌توانستند از طریق امواج رادیویی، سیگنال‌های پلیس و اورژانس را دریافت کنند.

در آن زمان، اسکنرها تقریباً هر نوع سیگنال صوتی را دریافت می‌کردند، زیرا این فناوری امنیت کمتری داشت. به عبارت دیگر، تقریباً می‌توانستید صدای هر کسی را که با تقریباً هر دستگاه بی‌سیمی صحبت می‌کرد، بشنوید. با یک اسکنر مناسب، نه تنها می‌توانستید رادیوهای CB، بلکه تلفن‌های بی‌سیم، مانیتورهای کودک، پنجره‌های رو به بالا در رستوران‌های فست فود و حتی جدیدترین فناوری آن زمان: تلفن‌های همراه را نیز بشنوید.

نمی‌دانستم کاری که انجام می‌دهم به هیچ وجه مزاحم است، چون فکر می‌کردم همه می‌دانند که دستگاه‌های بی‌سیم از طریق اسکنرها قابل شنود هستند. تنظیم کردن آن خیلی آسان بود، مثل پیدا کردن ایستگاه رادیویی.

وقتی تلفن‌های همراه برای اولین بار معرفی شدند، و سال‌ها پس از آن، به راحتی می‌شد با استفاده از یک اسکنر ساده و قانونی Radio Shack آنها را رهگیری کرد. تنها کاری که باید انجام می‌دادید این بود که دکمه auto-scan را در محدوده فرکانس مناسب فشار دهید، و در کمترین زمان، به مکالمات بین افرادی که نمی‌دانستند شما آنجا هستید گوش می‌دادید . من معتقدم که امروز (و در آن زمان) این یک عمل غیرقانونی محسوب می‌شود، بنابراین کمی خجالت می‌کشم که اعتراف کنم قبلاً این کار را انجام می‌دادم.

خیلی راحت می‌شد به این مکالمات گوش داد. مثل این بود که از کنار دری باز رد شوی و صدای صحبت دو نفر را بشنوی، اما به جای اینکه از کنارشان رد شوی، تصمیم بگیری بایستی و گوش کنی.

وقتی به تمام مکالماتی که اتفاقی شنیدم فکر می‌کنم، واقعاً بیشترشان را به خاطر نمی‌آورم (خیلی از ما عادت داریم درباره چیزهای پیش پا افتاده صحبت کنیم). با این حال، یک مکالمه بود که در ذهنم ماند.

از یک طرف خط، صدای مردی را شنیدم که می‌خندید و با زنی در آن طرف خط دوستانه صحبت می‌کرد. آنها طوری صحبت می‌کردند که انگار همدیگر را خوب می‌شناسند و با اسم‌های عاشقانه و خودمانی همدیگر را صدا می‌زدند. از کلمات محبت‌آمیزی مثل «عزیزم» و «عزیزم» برای ابراز محبت استفاده می‌کردند.

بعد شنیدم که مرد گفت: «الان توی حیاط جلوی خونه‌ام هستم.» زن از اون طرف گفت: «بله؟ همسرت خونه‌ست؟ می‌تونی داخلش رو ببینی؟»

او می‌گوید: «آره، می‌بینمش...» و کمی می‌خندد. او ادامه می‌دهد: «انگار دارد خانه را تمیز می‌کند یا چیزی شبیه این.»

سپس، هر دو خندیدند و به مکالمه‌شان ادامه دادند، انگار هیچ چیز دیگری مهم نبود. قلبم لحظه‌ای که متوجه شدم او در حالی که همسرش را از پنجره خانه‌شان تماشا می‌کند، با دوست دخترش صحبت می‌کند، به تپش افتاد. من شاهد چیزی بودم که به نظر می‌رسید در حال رابطه نامشروع است.

بعد از آن مکالمه چیز زیادی یادم نمی‌آید چون کمی شوکه شده بودم. شروع کردم به فکر کردن به چیزهای مختلف، مثلاً «دارد خیانت می‌کند؟ دارد با دوست دخترش حرف می‌زند در حالی که همسرش را در خانه تماشا می‌کند؟ این وحشتناک است!»

ناگهان دلم برای همسرم سوخت، فکر کردم دارد به او خیانت می‌کند و از اعتمادش سوءاستفاده می‌کند، چون احتمالاً از آنچه در جریان بود بی‌خبر بود. باورم نمی‌شد دارم به حرف‌های یک شوهر بی‌وفا گوش می‌دهم که در ماشینش نشسته و با معشوقه‌اش حرف می‌زند، در حالی که به کسی که قول داده بود تا آخر عمر دوستش داشته باشد و به او احترام بگذارد، نگاه می‌کند و از خانه‌شان مراقبت می‌کند.

به این فکر کردم که همسرش چطور باید روزش را بگذراند - بی‌توجه به خیانت او، و در حالی که از ازدواج با مردی که دوستش دارد، به او اعتماد دارد و برایش احترام قائل است، احساس خوشبختی می‌کند. احتمالاً وقتی او وارد خانه می‌شود و طوری رفتار می‌کند که انگار همه چیز بینشان خوب است، لحظه‌ای به محل اقامتش فکر نمی‌کند.

البته، من فقط می‌توانستم تصور کنم که زندگی آنها چگونه باید باشد. گذشته از تماسی که اتفاقی شنیدم، بقیه داستان فقط حدس و گمان من بود. من تصور می‌کردم که زن از رفتار شوهرش خبر ندارد و خوشحال است که با کسی است که می‌تواند به او احترام بگذارد و به او اعتماد کند.

خیانت را طوری حس کردم که انگار خودم آن را از نزدیک تجربه کرده‌ام. و اولین فکری که به ذهنم رسید این بود: « چه حرامزاده‌ای! »

برای اولین بار در زندگی‌ام، حس خیانت دیدن را تجربه کردم. و این اتفاق حتی برای من نیفتاده بود! اما تأثیرش را گذاشت.

امتحان کردنش

وقتی خودمان را جای دیگری گذاشتن را «امتحان» می‌کنیم، همدلی می‌کنیم. ما به جای او زندگی می‌کنیم و دنیا را تجربه می‌کنیم، نه تنها همه چیز را از دریچه‌ی چشمان او می‌بینیم، بلکه چیزها را از دیدگاه خودمان نیز می‌بینیم.

شاید عجیب به نظر برسد، اما من خودم را جای آن همسر تصور می‌کردم، بدون اینکه بدانم شوهرم چه کار می‌کند. خودم را تصور می‌کردم که در حال تمیز کردن خانه هستم و نگران رابطه‌ام نیستم، زیرا کاملاً به کسی که با او ازدواج کرده‌ام اعتماد دارم.

در آن فضا، زندگی «عادی» به نظر می‌رسید و همه چیز خوب بود.

بعد، وقتی  به این فکر می‌کردم که اگر بفهمم او به من خیانت می‌کند چه احساسی خواهم داشت، خیلی ویران می‌شدم و درد و سردرگمی مرا ناتوان می‌کرد. از خیلی جهات خرد می‌شدم و نمی‌دانستم چه کار کنم، به چه کسی اعتماد کنم یا به کجا پناه ببرم. کسی که بیش از هر کسی در دنیا به او وابسته بودم، ناگهان بی‌اعتمادترین و ناامن‌ترین فردی می‌شد که می‌شناسم.

رازهایی که با هم در میان می‌گذاشتیم و تمام لحظات خاصی که زمانی صمیمانه با هم داشتیم، در یک لحظه نابود شدند. تمام زندگی مشترکم مثل یک کلاهبرداری به نظر می‌رسید، چون هر لحظه شادی که با همسرم به یاد داشتم ناگهان به خاطراتی تلخ و دردناک تبدیل می‌شد که تمام معنای سابق خود را از دست می‌دادند.

مطمئناً تصویر تلخ و رقت‌انگیزی را که ترسیم کرده‌ام، به یاد دارم. اما همه اینها فقط در عرض چند ثانیه از ذهنم گذشت. کلی درد و کلی فقدان بیشتر از آنچه بود و آنچه دیگر نبود.

وقتی از آن حالت بیرون آمدم و به زندگی خودم برگشتم، به یاد آوردم که آن مرد چطور داشت با آن زن دیگر آن طرف تلفن صحبت می‌کرد.

صداش... خوشحال بود . انگار این خیانت بی‌اهمیت بود.

او هیچ دلسوزی یا اهمیتی برای زنی که متعهد به عشق و حمایت از او شده بود، ابراز نمی‌کرد. او تمام نیازهای عاشقانه، عاطفی و احتمالاً جسمی خود را توسط شخص دیگری برآورده می‌کرد. او به همسرش بی‌احترامی می‌کرد و احتمالاً همسرش از این موضوع بی‌خبر بود.

باز هم، همه اینها خیالات من بود. من فرض می‌کردم که دقیقاً می‌دانم در سر همسرش چه می‌گذرد. ​​مطمئناً، مشخص بود که مرد و زن دیگر پشت تلفن، خارج از چارچوب ازدواج او، یکدیگر را می‌بینند، اما من هیچ اطلاعی از وضعیت همسرش ندارم.

شاید آنها مثل مادر و ناپدری من که سال‌ها در تخت‌های جدا می‌خوابیدند، در رختخواب‌های جداگانه می‌خوابیدند. شاید او حتی با خیانت او مشکلی نداشت و می‌دانست که او با شخص دیگری خارج از ازدواج قرار می‌گذارد. ممکن است کلی توضیحات احتمالی وجود داشته باشد.

اما آن صحنه در ذهنم ماند. در ذهنم حک شد و باعث شد تصمیمی بگیرم که از آن زمان تاکنون به آن پایبند مانده‌ام. در آن لحظه، به خودم قول دادم که هرگز کسی را در چنین شرایطی قرار ندهم. به خودم متعهد شدم که مهم نیست رابطه‌ام چقدر بد شود، به آن وفادار بمانم. و اگر واقعاً می‌خواستم انرژی عاطفی یا جنسی‌ام را صرف شخص دیگری کنم، حداقل قبل از اینکه به دنبال رابطه دیگری بروم، رابطه‌ای را که در آن بودم ترک می‌کردم.

شاید تمایل من به استراق سمع در آن دوره از زندگی‌ام تأثیر مثبتی روی من داشته است. قبل از شنیدن آن مکالمه، هرگز واقعاً به خیانت فکر نکرده بودم. در هر صورت قصد نداشتم در هیچ یک از روابطم خیانت کنم، اما هرگز به این فکر نکرده بودم که اگر این کار را بکنم، او چقدر احساس بدی خواهد کرد.

من به سادگی دانش، دوراندیشی یا حتی دسترسی به دیدگاه همدلانه مناسب برای درک اینکه خیانت چقدر می‌تواند مخرب باشد را نداشتم. چیزی که آن روز شنیدم تأثیر عمیقی بر من گذاشت. من خیلی زود فهمیدم که خیانت چقدر می‌تواند به یک نفر آسیب برساند.

  • ۰۴/۰۷/۲۷
  • سامرند سلیمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی