هنگامی که فرزند شما مبتلا به ADHD بیش فعال-تکانشگر تشخیص داده شد، قدم بعدی درمان آن است. برنامه درمانی هر کودک میتواند متفاوت باشد. گاهی اوقات، برای یافتن برنامه درمانی مناسب، باید چند مورد را امتحان کنید.
درمان ADHD معمولاً با دارو شروع میشود. پزشکان میتوانند از چندین نوع دارو برای درمان آن استفاده کنند.
داروهای محرک. برخلاف نامشان، داروهای محرک کودکان مبتلا به ADHD را تحریک یا تهییج نمیکنند. آنها را آرام میکنند. این داروها عبارتند از:
دکس متیل فنیدات (فوکالین، فوکالین XR)
دکستروآمفتامین/آمفتامین (آدرال، آدرال XR)
لیزدگزامفتامین (ویوانس)
متیل فنیدات (کنسرتا، کوئیلیوانت ایکس آر، ریتالین)
سردکس متیل فنیدات/دکس متیل فنیدات (آزستاریس)
آنها به اشکال مختلفی وجود دارند، از جمله:
قرص (قرص و جویدنی)
کپسولها
مایعات
لکههای پوستی
هیچ محرکی بهتر از بقیه عمل نمیکند. هر کودک به طور متفاوتی به این داروها پاسخ میدهد.
داروهای غیرمحرک. اگرچه داروهای غیرمحرک ممکن است به خوبی داروهای محرک عمل نکنند، اما عوارض جانبی کمتری دارند. این نوع دارو شامل موارد زیر است:
آتوموکستین (استراترا)
ویلوکسازین (Qelbree)
داروهای فشار خون بالا نیز گزینه دیگری هستند. این داروها میتوانند به کنترل تکانشگری و علائم بیشفعالی کمک کنند.
کلونیدین (کاتاپرس، کاپوای)
گوانفاسین (اینتونیو، تنکس)
داروهای ضد افسردگی. داروهایی که بر خلق و خو تأثیر میگذارند، از جمله بوپروپیون (ولبوترین)، گاهی اوقات به علائم ADHD کمک میکنند .
اغلب، کودک به ترکیبی از دارو و سایر درمانها نیاز دارد. ممکن است لازم باشد با پزشک خود همکاری کنید تا با تغییر علائم و رشد کودک، دارو را تنظیم کند.
والدین و متخصصان اطفال باید به دقت مراقب عوارض جانبی دارو باشند. عوارض جانبی رایج داروهای محرک ADHD عبارتند از:
از دست دادن اشتها
کاهش وزن
رشد آهسته
خواب مختل شده
تحریک پذیری
تیکها(حرکات و صداهای ناگهانی و تکراری)
اضطراب
داروهای محرک همچنین با عوارض جانبی جدیتری مرتبط هستند، از جمله:
استراترا و داروهای ضد افسردگی نیز ممکن است باعث ایجاد افکار خودکشی در کودکان و نوجوانان شوند.
به دلیل این خطرات نادر، در صورت مشاهده هرگونه علائم غیرمعمول در فرزندتان، فوراً با پزشک خود تماس بگیرید. هنگام مصرف این داروها، کودکان باید موارد زیر را به دقت بررسی کنند:
ارتفاع
وزن
فشار خون
ضربان قلب
در کنار دارو، رفتاردرمانی میتواند به بیشفعالی کمک کند. یک روانشناس یا درمانگر میتواند به کودکان مبتلا به ADHD کمک کند تا یاد بگیرند که چگونه رفتارهای بیشفعالی و تکانشی خود را تشخیص داده و کنترل کنند.
بچهها میتوانند یاد بگیرند که چگونه روالهایی را ایجاد و دنبال کنند. آنها همچنین میتوانند برای بهبود مهارتهای اجتماعی خود تلاش کنند. والدین و معلمان میتوانند از سیستم پاداش و تنبیه برای تقویت رفتارهای خوب استفاده کنند.
یک کودک خجالتی در موقعیتهای ناآشنا یا هنگام تعامل با دیگران مضطرب یا منزوی است. اگر کودک خجالتی احساس کند که "در معرض نمایش" است، مانند ملاقات با فرد جدید یا صحبت کردن در مقابل دیگران، به احتمال زیاد دچار محدودیت عصبی میشود. کودک خجالتی ترجیح میدهد از حاشیه به تماشای ماجرا بپردازد تا اینکه به جمع بپیوندد.
اکثر کودکان هر از گاهی احساس خجالت میکنند، اما زندگی برخی از آنها به شدت تحت تأثیر خجالتی بودنشان قرار میگیرد. کودکانی که از خجالت شدید رنج میبرند، ممکن است با بزرگ شدن از آن رهایی یابند یا به بزرگسالانی خجالتی تبدیل شوند. والدین میتوانند به فرزندان خود کمک کنند تا بر خجالت خفیف خود غلبه کنند. در موارد شدید، کمک حرفهای ممکن است توصیه شود.
عوارض کمرویی
کمرویی مداوم و شدید میتواند کیفیت زندگی کودک را از بسیاری جهات کاهش دهد، از جمله:
کاهش فرصتها برای توسعه یا تمرین مهارتهای اجتماعی.
دوستان کمتری.
کاهش مشارکت در فعالیتهای سرگرمکننده و پاداشدهندهای که نیاز به تعامل با دیگران دارند، مانند ورزش، رقص، نمایش یا موسیقی.
افزایش احساس تنهایی، بیاهمیتی و کاهش عزت نفس.
کاهش توانایی در رسیدن به پتانسیل کامل به دلیل ترس از قضاوت شدن.
سطح اضطراب بالا.
اثرات فیزیکی شرمآور مانند سرخ شدن، لکنت زبان و لرزش.
کمرویی جنبههای مثبتی هم دارد
رفتار خجالتی با تعدادی از رفتارهای مثبت مرتبط است، از جمله:
عملکرد خوب در مدرسه.
رفتار درست و عدم گرفتاری.
با دقت به دیگران گوش دادن.
مراقبت از آن آسان است.
علل احتمالی کمرویی
برخی از علل احتمالی کمرویی، که اغلب به صورت ترکیبی عمل میکنند، ممکن است شامل موارد زیر باشد:
ژنتیک - جنبههای شخصیت، حداقل تا حدی، میتوانند توسط ساختار ژنتیکی ارثی فرد تعیین شوند.
شخصیت - نوزادانی که از نظر احساسی حساس هستند و به راحتی مرعوب میشوند، بیشتر احتمال دارد که در بزرگسالی به کودکانی خجالتی تبدیل شوند.
رفتار آموختهشده - کودکان با تقلید از تأثیرگذارترین الگوهای خود، یعنی والدینشان، یاد میگیرند. والدین خجالتی ممکن است با الگو قرار دادن خود، خجالتی بودن را به فرزندانشان «آموزش» دهند.
روابط خانوادگی - کودکانی که احساس امنیت و دلبستگی به والدین خود ندارند یا مراقبتهای ناپایداری را تجربه کردهاند، ممکن است مضطرب و مستعد رفتارهای خجالتی باشند. والدین بیش از حد مراقب ممکن است به فرزندانشان بیاموزند که به خصوص از موقعیتهای جدید، خوددار و ترسو باشند.
فقدان تعامل اجتماعی - کودکانی که در چند سال اول زندگی خود از دیگران جدا بودهاند، ممکن است مهارتهای اجتماعی لازم برای تعامل آسان با افراد ناآشنا را نداشته باشند.
انتقاد تند - کودکانی که توسط افراد مهم زندگی خود (والدین، خواهر و برادر و سایر اعضای نزدیک خانواده یا دوستان) مورد تمسخر یا آزار و اذیت قرار میگیرند، ممکن است به سمت کمرویی گرایش پیدا کنند.
ترس از شکست - کودکانی که بارها و بارها فراتر از تواناییهایشان تحت فشار قرار گرفتهاند (و سپس وقتی به حد نصاب نرسیدهاند، احساس بدی پیدا کردهاند) ممکن است ترس از شکست داشته باشند که خود را به صورت کمرویی نشان میدهد.
چرخه معیوب
اگر کودکی در یک موقعیت اجتماعی خجالتی عمل کند، ممکن است بعداً خود را به خاطر رفتارش سرزنش کند. این سرزنش خود میتواند او را خودآگاهتر و خود-قضاوتگرتر کند و در واقع احتمال رفتار خجالتی کودک را در آینده افزایش دهد. با گذشت زمان، اعتماد به نفس و عزت نفس او ممکن است شروع به تزلزل کند. هرچه کودک اعتماد به نفس کمتری داشته باشد، احتمال بیشتری دارد که به شیوهای خجالتی رفتار کند.
نگرش والدین بسیار مهم است
والدین در زندگی فرزندانشان بسیار تأثیرگذار هستند - احتمالاً خیلی بیشتر از آنچه والدین تصور میکنند. پیشنهادات عبارتند از:
مراقب باشید به فرزندتان برچسب «خجالتی» نزنید. کودکان (و بزرگسالان) تمایل دارند مطابق برچسبهایی که دیگران به آنها میدهند، رفتار کنند.
اجازه ندهید دیگران هم به فرزندتان برچسب خجالتی بودن بزنند.
هرگز وقتی فرزندتان خجالتی است، او را مورد انتقاد یا تمسخر قرار ندهید. حامی، همدل و همراه او باشید.
فرزندتان را تشویق کنید تا در مورد دلایل کمرویی خود صحبت کند - از چه چیزی میترسد؟
برای فرزندتان در مورد مواقعی در زندگیتان که خجالتی بودهاید و نحوه غلبه بر آن صحبت کنید. از آنجایی که کودکان خردسال اغلب والدین خود را بینقص میبینند، اعتراف به خجالتی بودن خودتان میتواند باعث شود فرزندتان احساس بهتری داشته باشد و اضطراب کلی او کاهش یابد.
خودتان هم اجتماعی باشید. رفتار همراه با اعتماد به نفس را الگو قرار دهید و با مثال زدن، دیگران را رهبری کنید.
استراتژیهایی برای والدین
والدین میتوانند فرزند خود را به معاشرت بیشتر تشویق کنند. استراتژیها به کودک و شرایط او بستگی دارد، اما میتواند شامل موارد زیر باشد:
استراتژیهای مقابلهای شخصی که در طول سالها برای غلبه بر کمرویی آموختهاید را با فرزندتان به اشتراک بگذارید. این استراتژیها را با او تمرین کنید.
به فرزندتان در مورد مزایای فراوان خجالتی نبودن بگویید. مثالهایی از زندگی خودتان ارائه دهید.
رفتار اجتماعی را تشویق کنید. وقتی فرزندتان با یک موقعیت ناآشنا برخورد میکند یا با فرد جدیدی بدون خجالت مواجه میشود، او را تشویق کنید.
سعی کنید با فرزندتان هدفگذاری کنید. برای گامهای کوچک و تدریجی تلاش کنید و آنها را به خاطر پیشرفتشان تشویق کنید. برای مثال، گفتن «سلام» به یک کودک دیگر میتواند یک گام بزرگ اولیه باشد.
فرزندتان را عمداً به موقعیتهای جدید ببرید. ابتدا تغییرات کوچک در رفتار را هدف قرار دهید و به تدریج آنها را ایجاد کنید. برای مثال، اگر کودک با کسی که برای او ناآشنا است سلام و احوالپرسی کرد، به او پاداش دهید. حامی او باشید.
مطمئن شوید که فرزندتان اجازه دارد در کاری که به بهترین شکل انجام میدهد، پیشرفت کند. او را به خاطر مهارتهایی که در آنها مهارت پیدا کرده است، تحسین کنید.
کمک حرفهای
اگر کمرویی فرزند شما به ویژه ناتوان کننده است، ممکن است بخواهید از یک مشاور یا روانشناس کمک حرفه ای بگیرید . گزینه های درمانی عبارتند از:
با افزایش سن جمعیت جهان، سازمان بهداشت جهانی (WHO) خاطرنشان میکند که بیش از ۱ میلیارد نفر اکنون ۶۰ سال یا بیشتر سن دارند. در حالی که بسیاری از سالمندان از سلامت خوبی برخوردارند، اما همچنان در معرض خطر ابتلا به بیماریهای روانی مانند افسردگی در اواخر عمر، اختلالات اضطرابی و زوال شناختی هستند. علاوه بر این، تغییرات جسمی مرتبط با سن اغلب نیاز به مدیریت دقیق دارو برای جلوگیری از عوارض دارد.
در اینجا پنج روشی که روانپزشکی سالمندان میتواند از سالمندان حمایت کند و سلامت کلی آنها را بهبود بخشد، آورده شده است:
ارائه درمان متناسب پزشکان و پرستاران متخصص روانپزشکی چالشهای منحصر به فرد پیری، از جمله تغییرات متابولیک و تداخلات دارویی بالقوه را در نظر میگیرند. با ارزیابی عملکرد کلی یک فرد مسن، آنها برنامههای درمانی شخصیسازی شدهای را تدوین میکنند. این اغلب شامل تجویز داروهای خاص برای بهبود خلق و خو و کاهش علائم رفتاری زوال عقل است. از آنجایی که بسیاری از داروها برای افراد مسن پرخطر تلقی میشوند، هدف به حداقل رساندن تداخل تجویزها و افزایش کیفیت زندگی است.
ارزیابیهای جامع شناختی متخصصان روانپزشکی سالمندان، عملکرد شناختی را برای شناسایی و مدیریت علائم زوال عقل پیشرفته ارزیابی میکنند. آنها تغییرات شخصیتی و خلقی را در نظر میگیرند و راهکارهایی را برای حمایت و حفظ عملکرد شناختی تا حد امکان ارائه میدهند.
پرداختن به برنامهریزی مراقبتهای پیشرفته ارائه مراقبتهای آگاهانه به خانوادهها کمک میکند تا در مورد نیازهای آینده تصمیمات آگاهانهای بگیرند. این شامل تجهیز مراقبان به اطلاعات پزشکی، کمک به دریافت خدمات حمایتی و راهنمایی گزینههای جایگزینی در صورت لزوم میشود.
راهنماییهای پیشگیرانه مراقبان اغلب هنگام حمایت از یک فرد مسن با مشکلات سلامت روان یا شناختی با چالشهایی روبرو میشوند. متخصصان روانپزشکی سالمندان با آموزش سبکهای ارتباطی سازگار و کمک به خانوادهها برای پیشبینی تغییرات، راهنمایی ارائه میدهند و اطمینان حاصل میکنند که میتوانند نیازهای در حال تحول عزیز خود را برآورده کنند.
ارائه رواندرمانی حمایتی تغییرات سلامت روان و زوال شناختی میتواند برای سالمندان و خانوادههایشان استرسزا باشد. روانپزشکان و پرستاران سالمند، رواندرمانی حمایتی را برای کمک به خانوادهها در مقابله با این چالشها ارائه میدهند. آنها با پرداختن به انگ اجتماعی پیرامون سلامت روان و زوال عقل، برای بهبود رفاه کلی فرد و سیستم حمایتی او تلاش میکنند.
روانپزشکی سالمندان نقش مهمی در ارتقاء مراقبتهای بهداشتی روان برای سالمندان ایفا میکند. با ارائه پشتیبانی تخصصی، کیفیت زندگی بهتری را برای بیماران و مراقبان ارتقا میدهد. دریافت راهنمایی حرفهای میتواند تفاوت قابل توجهی در مدیریت نیازهای سلامت روان سالمندان ایجاد کند و تضمین کند که آنها مراقبت دلسوزانه و مؤثری دریافت میکنند.
گروه درمانی به این معنی است که بیش از یک نفر به طور همزمان توسط حداقل یک درمانگر تحت درمان قرار میگیرند. برخی از گروهها ممکن است بیش از یک درمانگر داشته باشند. اندازه گروهها بسته به نوع درمان متفاوت است. به عنوان مثال، زوج درمانی، نوعی گروه درمانی که معمولاً شرکای عاشقانه را درمان میکند، شامل دو نفر است. در حالی که گروههای دیگر، مانند گروههای سوء مصرف مواد، ممکن است شامل 10 تا 12 نفر در یک جلسه باشند. محققانی که اثربخشی گروه درمانی را مطالعه میکنند، معمولاً 6 تا 12 نفر را در یک گروه توصیه میکنند. .برای ارتباط با بهترین روانشناس زن در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.
گروه درمانی برای درمان سوء مصرف مواد
ما موجوداتی اجتماعی هستیم و به عنوان موجوداتی اجتماعی، نیاز ما به جمع شدن میتواند یک ابزار درمانی قدرتمند باشد. گروههای درمانی رسمی میتوانند متقاعدکننده و حمایتکننده باشند. گروههایی که پیرامون اعتیاد سازماندهی میشوند میتوانند به افراد بینش، راهنمایی و آرامش ارائه دهند. تحت راهنمایی یک درمانگر، گروهها میتوانند دلبستگیهای سالم را پرورش دهند و همچنین مهارتهای اجتماعی جدیدی را به افراد آموزش دهند. گروه درمانی در درمان سوءمصرف مواد به اندازه درمان فردی مؤثر است و در موارد خاص، ممکن است حتی مفیدتر نیز باشد. 10
افرادی که در گروه درمانی شرکت میکنند ، تمایل بیشتری به حفظ پرهیز دارند.10 تحقیقات نشان میدهد که گروه درمانی میتواند به اختلالات سلامت روان همزمان، مانند افسردگی، اضطراب و اختلال شخصیت نیز کمک کند .10
انواع و مدلهای گروه درمانی
درمانگران ممکن است از مدلهای مختلف درمان گروهی برای برآوردن نیازهای گروه در طول مراحل مختلف بهبودی استفاده کنند. پنج مدل گروهی که اثربخشی آنها در درمان سوء مصرف مواد ثابت شده است عبارتند از :
گروههای روانآموزی. تمرکز اصلی این گروهها آموزش و آگاهسازی افراد به طور کلی در مورد سوءمصرف مواد، سلامت روان، رفتارهای مرتبط و پیامدهای این رفتارها است.
گروههای توسعه مهارت. این مدل انعطافپذیر است. درمانگر میتواند آموزش مهارتها را بر اساس نیازهای افراد در گروه تطبیق دهد. مهارتها بر حفظ پرهیز از مواد مخدر یا الکل تمرکز دارند و تعامل بیشتری را بین اعضای گروه شامل میشوند.
گروههای درمانی شناختی-رفتاری. درمانگر تلاش میکند تا تفکر و رفتارهای مشکلساز که در مصرف مواد نقش دارند را شناسایی کند و الگوهای فکری و رفتاری جدیدی را به اعضای گروه آموزش دهد. این گروهها بر آموزش پیشگیری از عود نیز تمرکز دارند.
گروههای پشتیبانی. همانطور که از نامش پیداست، مدل گروه پشتیبانی، ضمن آموزش مهارتهای بین فردی از طریق بحث گروهی، تجربیات مشترک و حل مسئله مشارکتی، از اعضا حمایت و مراقبت میکند.
گروههای فرآیند بین فردی. در این مدل، درمانگر تعاملات، عملکرد و کارایی گروه را مشاهده میکند. درمانگر به اعضا در رشد عاطفیشان کمک میکند و نگرانیهای دوران کودکی آنها را که ممکن است آنها را به تصمیمگیری ضعیف و تمایلات تکانشی سوق دهد، مورد توجه قرار میدهد.
این مدلها سیال هستند. درمانگران میتوانند بر اساس نیازها و اهداف گروه از آنها استفاده کنند و حتی میتوانند در یک جلسه گروه درمانی از یک مدل به مدل دیگر تغییر دهند.
اهداف گروه درمانی
هدف اصلی، به کارگیری آموختههای گروه درمانی در زندگی خارج از درمان است. این بدان معناست که افراد میتوانند رفتارهای خود را اصلاح کنند، مهارتهای بین فردی آموخته شده را در روابط جدید و موجود به کار گیرند و در صورت لزوم از اقدامات پیشگیرانه و مهارتهای مقابلهای برای جلوگیری از عود استفاده کنند. 11
مزایای گروه درمانی
مزایای گروه درمانی عبارتند از: 12،13
اطمینان از اینکه افراد تنها نیستند. افراد دیگر مشکلات و مبارزات مشابهی را با هم دارند.
فرصت دریافت و ارائه حمایت. هر دوی این مفاهیم در درمان مهم هستند. دریافت حمایت از دیگران بخشی از پیوند یا اتحاد درمانی است که در گروهها رخ میدهد؛ در حالی که ارائه حمایت به دیگران امکان رشد و یادگیری را فراهم میکند.
یک اتحاد درمانی گستردهتر، که امکان ادغام دیدگاههای مختلف را فراهم میکند.
توسعه مهارتهای ارتباطی و اجتماعی شدن، که به افراد اجازه میدهد یاد بگیرند چگونه مسائل خود را بیان کنند و انتقاد دیگران را بپذیرند.
توسعه خودآگاهی، که از گوش دادن به دیگران با مسائل مشابه حاصل میشود.
ماهیت درمانی که با به اشتراک گذاشتن تجربیات خود با دیگران که مشکلات مشابهی دارند، همراه است.
احساس داشتن یک شبکهی امنیتی گسترده برای افرادی که در غیر این صورت ممکن است در مورد صحبت در مورد احساسات و نقاط ضعف ادراکشدهی خود مردد باشند.
توانایی الگوبرداری از رفتارهای موفق افراد دیگری که تجربیات مشابهی را پشت سر گذاشتهاند. الگوبرداری نوعی یادگیری است که در آن افراد با کپی کردن یا تقلید از اعمال دیگران یاد میگیرند.
هزینه. گروه درمانی معمولاً ارزانتر از درمان فردی است.
معایب گروه درمانی
معایب، ذهنی هستند. همانطور که قبلاً ذکر شد، ثابت شده است که گروه درمانی به اندازه درمان فردی مؤثر است. با این حال، برخی ممکن است درمان فردی را به دلایلی که ممکن است شامل موارد زیر باشد، به گروه درمانی ترجیح دهند :
محرمانگی کمتر. اگرچه به طور کلی به اعضای گروه دستور داده میشود که اطلاعات و رویدادهایی که در گروه رخ میدهد محرمانه نگه داشته شوند و فقط در طول درمان با اعضای گروه به اشتراک گذاشته شوند، اما احتمال نقض محرمانگی بیشتر است.
اتحاد درمانی کمتر متمرکز.
انعطافپذیری کمتر. گروهها معمولاً در زمانهای مشخصی تشکیل جلسه میدهند. فرصت کمتری برای تطبیق درمان با برنامه شخصی فرد وجود دارد.
مناسب نیست. گروه درمانی ممکن است برای انواع خاصی از افراد، مانند افرادی که به شدت ضداجتماعی ، بسیار خجالتی، تکانشی و منفعل-پرخاشگر هستند، نامناسب باشد.
رواندرمانی یا «گفتاردرمانی»، بخش مهمی از درمان اختلال دوقطبی است. در طول درمان، میتوانید در مورد احساسات، افکار و رفتارهایی که برای شما مشکل ایجاد میکنند، صحبت کنید. گفتاردرمانی میتواند به شما در درک و غلبه بر هرگونه مشکلی که به توانایی شما در عملکرد خوب در زندگی و شغلتان آسیب میرساند، کمک کند. همچنین به شما کمک میکند تا به مصرف داروهایتان ادامه دهید . میتواند به شما در حفظ تصویر مثبت از خود کمک کند.
انواع رواندرمانی مورد استفاده برای درمان اختلال دوقطبی عبارتند از:
رفتاردرمانی. این روش بر رفتارهایی تمرکز دارد که استرس را کاهش میدهند.
درمان شناختی. این نوع رویکرد شامل یادگیری شناسایی و اصلاح الگوهای تفکری است که با تغییرات خلقی همراه هستند.
درمان بین فردی . این درمان شامل روابط میشود و هدف آن کاهش فشارهایی است که بیماری ممکن است بر آنها وارد کند.
درمان ریتم اجتماعی. این به شما کمک میکند تا یک برنامه خواب طبیعی و روالهای روزانه قابل پیشبینیتری ایجاد و حفظ کنید.
گروههای حمایتی همچنین به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک میکنند . شما تشویق میشوید، مهارتهای مقابلهای را یاد میگیرید و نگرانیهایتان را به اشتراک میگذارید. در نتیجه ممکن است کمتر احساس انزوا کنید. اعضای خانواده و دوستان نیز ممکن است از یک گروه حمایتی بهرهمند شوند. آنها میتوانند درک بهتری از بیماری به دست آورند، نگرانیهای خود را به اشتراک بگذارند و یاد بگیرند که چگونه به بهترین شکل از عزیزان مبتلا به اختلال دوقطبی حمایت کنند.
آموزش یکی دیگر از بخشهای جداییناپذیر درمان برای شما و خانوادهتان است. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی (و خانوادههایشان) اغلب از یادگیری در مورد این اختلال - علائم آن، نشانههای اولیه یک دوره و انواع درمان - بهرهمند میشوند. این نوع آموزش همچنین میتواند به شما در تهیه برنامهای در صورتی که بینش یا توانایی شما در دیدن سیستمتان به خطر بیفتد، کمک کند.
همچنین، انجام این مراحل ممکن است به شما در مقابله با اختلال دوقطبی کمک کند:
ایجاد روالهای منظم. به نظر میرسد خواب ، غذا خوردن و فعالیت منظم به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی کمک میکند تا خلق و خوی خود را مدیریت کنند.
علائم را شناسایی کنید. اگرچه علائم هشدار دهنده اولیه یک دوره نزدیک شدن به افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما به همراه یک روانپزشک میتوانید تشخیص دهید که چه تغییرات رفتاری نشان دهنده شروع یک دوره برای شما است. این علائم ممکن است شامل نیاز به خواب کمتر برای احساس استراحت، خرید چیزهایی که نمیتوانید از پس هزینه آنها برآیید یا نیازی به آنها ندارید، یا درگیر شدن ناگهانی در مذهب یا فعالیتها و علایق جدید باشد.
سازگاری. این میتواند به شما کمک کند تا از رفتارهای شرمآور در طول دورههای شیدایی اجتناب کنید و اهداف واقعبینانهای برای درمان تعیین کنید. پزشک شما میتواند به شما در آماده شدن برای دورههای احتمالی آینده و مدیریت ترس از داشتن دورههای بیشتر کمک کند. بخش کلیدی سازگاری، درک انواع استرسهایی است که ممکن است خطر ابتلا به دورههای شیدایی یا افسردگی را افزایش دهند و تغییرات سبک زندگی که میتوانند آنها را کاهش دهند.
یک الگوی خواب منظم را حفظ کنید. هر روز تقریباً در یک ساعت مشخص به رختخواب بروید و بیدار شوید. تغییرات در خواب میتواند عملکرد طبیعی مدارهای مغزی درگیر در پردازش احساسات را مختل کند و به طور بالقوه باعث ایجاد دورههای خلقی شود.
از الکل یا مواد مخدر خیابانی استفاده نکنید. این مواد میتوانند باعث ایجاد یا تقلید دورههای خلقی شوند. همچنین میتوانند در اثربخشی دارو اختلال ایجاد کنند.
مشکلات ویژه در اختلال دوقطبی
برای بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، خطر ابتلا به سایر مشکلات روانپزشکی وجود دارد. به طور معمول، این مشکلات عبارتند از سوء مصرف الکل و مواد مخدر، اختلال اضطراب ، اختلال خوردن یا اختلال شخصیت.
تخمین زده میشود که ۶۰٪ از کل افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، مشکلات مربوط به مواد مخدر یا الکل دارند. سوء مصرف مواد مخدر میتواند علائم افسردگی یا شیدایی را تقلید کند ، و این امر درمان مشکلات سوء مصرف مواد را برای تشخیص دقیق اختلال دوقطبی یا سایر اختلالات خلقی مهم میکند .
تشخیص علائم اختلال دوقطبی میتواند چالشبرانگیز باشد، به خصوص به این دلیل که اغلب علائم آنها مشابه سایر بیماریهای روانی است. در اینجا، ما بر علائم خاص زنان تمرکز خواهیم کرد که میتواند به تمایز اختلال دوقطبی از سایر مشکلات کمک کند.
علائم شایع اختلال دوقطبی در زنان
زنان مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است علائم زیر را نشان دهند:
شیدایی یا هیپومانیا: این شامل افزایش سطح انرژی، سرخوشی، تحریکپذیری و کاهش نیاز به خواب میشود. زنان همچنین ممکن است درگیر رفتارهای تکانشی مانند ولخرجی یا فعالیتهای جنسی پرخطر شوند.
افسردگی: این مرحله با احساس غم، ناامیدی، خستگی و از دست دادن علاقه به فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت میبردند، مشخص میشود. زنان بیشتر از مردان مستعد ابتلا به افسردگی هستند.
دورههای ترکیبی: زنان ممکن است علائم شیدایی و افسردگی را همزمان تجربه کنند که مدیریت آن میتواند به ویژه چالش برانگیز باشد.
تأثیرات هورمونی
تغییرات هورمونی میتواند به طور قابل توجهی بر علائم اختلال دوقطبی در زنان تأثیر بگذارد. رویدادهایی مانند قاعدگی، بارداری و یائسگی میتوانند نوسانات خلقی را تشدید کنند. درک این تأثیرات هورمونی برای برنامهریزی درمانی مؤثر ضروری است.
گزینههای درمانی: یافتن مسیر درست
پیمایش در دنیای درمان اختلال دوقطبی میتواند بسیار طاقتفرسا باشد، اما درک گزینههای موجود میتواند فرآیند تصمیمگیری را آسانتر کند.
درمان بستری برای اختلال دوقطبی
درمان بستری یک برنامه ساختار یافته است که در آن بیماران برای دریافت مراقبتهای جامع در یک مرکز درمانی بستری میشوند. این گزینه برای کسانی که علائم شدیدی را تجربه میکنند یا برای تثبیت وضعیت خود به یک محیط پرورشدهنده نیاز دارند، مفید است.
درمان بستری موارد زیر را فراهم میکند:
نظارت پزشکی ۲۴ ساعته: امکان پاسخگویی فوری به هرگونه نیاز پزشکی یا روانی را فراهم میکند.
روال ساختاریافته: به بیماران کمک میکند تا عادات سالم و راهبردهای مقابلهای را در خود پرورش دهند.
پشتیبانی درمانی: جلسات درمانی فردی و گروهی برای رسیدگی به مشکلات اساسی ارائه میدهد.
درمان و مراقبت سرپایی
برای کسانی که علائم خفیفتری دارند، درمان سرپایی ضمن ارائه پشتیبانی حرفهای، انعطافپذیری بیشتری نیز ارائه میدهد.
گزینهها عبارتند از:
درمان شناختی رفتاری (CBT): هدف آن تغییر الگوهای فکری و رفتاری منفی است.
رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT): بر تنظیم هیجان و اثربخشی بین فردی تمرکز دارد.
مدیریت دارو: ارزیابی روانپزشکی و دارو میتواند در مدیریت علائم بسیار مهم باشد.
خودیاری و تغییر سبک زندگی
علاوه بر درمان حرفهای، استراتژیهای خودیاری میتوانند نقش حیاتی در مدیریت اختلال دوقطبی داشته باشند.
این موارد عبارتند از:
ورزش منظم: فعالیت بدنی میتواند خلق و خو را بهبود بخشد و استرس را کاهش دهد.
رژیم غذایی سالم: یک رژیم غذایی متعادل میتواند به تثبیت نوسانات خلقی کمک کند.
بهداشت خواب: استراحت کافی برای تنظیم خلق و خو ضروری است.
شبکههای حمایتی: مشارکت با گروههای حمایتی میتواند کمک عاطفی و عملی ارائه دهد.
توصیههای کاربردی برای اعضای خانواده
حمایت از یک عزیز مبتلا به اختلال دوقطبی شامل درک وضعیت او و آگاهی از نحوه کمک مؤثر است.
خودتان را آموزش دهید
یادگیری در مورد اختلال دوقطبی، علائم و گزینههای درمانی آن میتواند شما را در حمایت بهتر از عزیزتان توانمند کند. منابعی مانند کتابها، دورههای آنلاین و سمینارها میتوانند بینشهای ارزشمندی ارائه دهند.
آشکارا ارتباط برقرار کنید
گفتگوی آزاد در مورد احساسات و علائم را تشویق کنید. فضایی امن ایجاد کنید که در آن عزیزتان بدون ترس از قضاوت، در مورد تجربیات خود احساس راحتی کند.
تشویق به درمان و مراقبت از خود
از عزیزتان در جستجوی کمک حرفهای و اتخاذ روالهای مراقبت از خود حمایت کنید. پیشنهاد همراهی با او در قرار ملاقاتها یا کمک به او برای پیگیری علائمش میتواند مفید باشد.
مرزها را تعیین کنید
اگرچه ارائه پشتیبانی بسیار مهم است، اما به همان اندازه تعیین مرزها برای محافظت از سلامت روان خود نیز مهم است. مطمئن شوید که برای مراقبت از خود وقت میگذارید و در صورت نیاز به دنبال پشتیبانی هستید.
استرس و اضطراب را میتوان یک واکنش طبیعی بدن در برابر موقعیت خطر دانست. هرچند این دو اصطلاح در اکثر مواقع با هم به کار برده میشوند و بیانگر نوعی ترس و دلهره هستند، اما از لحاظ روانشناسی تفاوت استرس و اضطراب بسیار زیاد است.
همه ما حداقل یکبار احساسات و افکار ناخوشایند را تجربه کردهایم. لحظاتی که نمیدانیم حال بدمان ناشی از استرس است یا اضطراب شدید، و اینکه باید برای هر یک از این احساسات چه کاری انجام دهیم. درست زمانی که درگیر کلافگی کار یا ترس از درست انجام ندادن بخشی از مسئولیتهای خود شدهاید، استرس و اضطراب تمام موقعیتهای مختلف زندگی شما را تحت شعاع قرار میدهد.
زمانی که تغییرات جدیدی در زندگی ایجاد میشود و شرایط ما را تحت شعاع قرار میدهد، بسیار طبیعی است که مغز واکنش متفاوتی نشان دهد. یکی از اهداف اصلی مغز انسان جلوگیری از خطر و حفظ جان است. بنابراین وقتی که در موقعیت خطر قرار میگیرید با علائمی همچون بالا رفتن ضربان قلب مواجه میشوید تا بدن به فکر راهکاری برای فرار از آن موقعیت باشد.
در واقع باید گفت استرس همان واکنش طبیعی بدن در برابر شرایط جدید است. از همین رو میتوان فهمید استرس به خودی خود چیز بدی نیست. اگر اشخاص همیشه آسوده خاطر باشند و در موقعیتهای حساس هیچ واکنشی نشان ندهند، بقای انسان به خطر میافتد.
علائم و نشانههای استرس
استرس طیف وسیعی از علائم جسمی و روانی را در بر میگیرد که اصلیترین نشانههای آن عبارتند از:
تنش عضلانی
مشکلات خواب
سرگیجه و حالت تهوع
مشکلات گوارشی
عصبانیت و تحریکپذیری
سردرد
تعریق شدید
احساس بیقراری
احساس دلشوره مداوم
افزایش یا کاهش اشتها
بالا رفتن ضربان قلب
استرس با مجموعهای از علائم جسمی و روانی همچون بالا رفتن ضربان قلب، تنش عضلانی، مشکلات خواب، سردرد، مشکلات گوارشی، احساس بیقراری، دلشوره مداوم و کاهش اشتها همراه است.
اضطراب چیست؟
اضطراب یک احساس ترس، نگرانی یا ناراحتی شدید است که لزوما بر اثر تجربه یا لمس محرک خاصی ایجاد نمیشود. به عنوان مثال شما با دیدن یک موقعیت دلهرهآور دچار استرس و بالا رفتن ضربان قلب شدید. این واکنش طبیعی بوده و پس از مدت کوتاهی برطرف میشود. اما در احساس اضطراب شما پس از گذشت روزها و حتی ماهها همچنان با یادآوری آن خاطره دچار ترس و نگرانی غیر قابل کنترلی خواهید شد.
علائم و نشانههای اضطراب
نشانههای اضطراب و استرس شباهتهای زیادی دارند. اما مهمترین علائمی که نشان دهنده اضطراب هستند عبارتند از:
احساس سوزن سوزن شدن
بیحسی و کسلی شدید
احساس عذابی قریب الوقوع
گیجی و مه مغزی
تفاوت استرس و اضطراب چیست؟
استرس و اضطراب واکنش طبیعی بدن ما نسبت به موقعیت خطر یا فرار هستند که مرز باریکی بین آنها وجود دارد. در صورتی که احساس خطر کنید سریعا بدن هورمون استرس ترشح میکند. این هورمون باعث بالا رفتن ضربان قلب شده و خون بیشتری به اندامهای مختلف بدن میرساند.
اینجاست که بدن شما مواد مغذی فراوانی در خون آزاد میکند تا بتواند انرژی مورد نیاز را به قسمتهای مختلف برساند. از همین رو حواس پنجگانه اکثر افراد در چنین موقعیتی هوشیارتر عمل میکند. اضطراب پاسخی به احساس استرس است.
در واقع اصلیترین تفاوت استرس و اضطراب را باید در وجود یک محرک خاص دانست. استرس معمولا به دلیل یک تغییر جدید یا موقعیت خاص ایجاد میشود و پس از اینکه آن وضعیت برطرف شد استرس هم از بین خواهد رفت.
البته نمیتوان گفت استرس همیشه کوتاه مدت است، بلکه استرس مزمن و طولانی مدت به استرسهایی گفته میشود که به دلیل فشارهای زیاد همچون قرار گرفتن در موقعیت کاری سخت یا اختلافات خانوادگی بروز پیدا میکند.
در تفاوت استرس و اضطراب باید بگوییم که اضطراب به نوعی نقطه مقابل استرس است و برای بروز پیدا کردن به محرک خاصی نیاز ندارد. احساس اضطراب همیشه با نگرانیهایی همراه است که در صورت برطرف شدن عامل استرسزا باز هم از بین نمیرود.
مواردی همچون احساس سوزن سوزن شدن، مهمغزی، بیحسی، کسلی و احساس عذابی نزدیک از نشانههای اضطراب محسوب میشوند و لزوما به محرک خاصی نیاز ندارند. در صورتی که علائم استرس به دلیل وجود تغییر یا محرک خاصی ایجاد خواهند شد و با تنش عضلانی، تعریق شدید، بالا رفتن ضربان قلب، عصبانیت، تحریک پذیری، کاهش اشتها، دلشوره مداوم، سردرد، سرگیجه، احساس بیقراری یا حالت تهوع همراه هستند.
امکان تبدیل استرس به اضطراب و برعکس آن وجود دارد؟
با وجود تفاوت استرس و اضطراب اما میتوان ارتباط نزدیکی بین این دو احساس پیدا کرد. امکان اینکه استرس در برخی مواقع به اضطراب تبدیل شود، وجود دارد.
به عنوان مثال شما هدف نسبتا بزرگی برای آینده خود در نظر گرفتهاید. بهطور طبیعی در مورد رسیدن به آن حرکت بزرگ در آینده استرس دارید، اما گاهی اوقات ممکن است متوجه شوید بدون وجود چیز خاصی عصبی شدهاید و دلهره شدیدی پیدا کردهاید. بنابراین میتوان گفت استرس واکنش بدن به یک تهدید و اضطراب واکنش بدن به احساس استرس است.
مدیریت و درمان
برای تشخیص تفاوت استرس و اضطراب لازم بود که تا حدی هر یک را بشناسیم و علائم مشخص آنها را بدانیم. حال پس از شناخت این دو احساس باید به کمک استراتژیهای درست آنها را مدیریت یا درمان کنیم.
تکنیکهایی برای مدیریت
در زیر با مفیدترین راهکارها برای مدیریت استرس و اضطراب آشنا میشوید:
1. استراتژیهای آرامشبخش
چنانچه شما درگیر استرس و اضطراب هستید، میتوانید به کمک راهبردهای تمدد اعصاب با این دو احساس کنار بیایید. راهبردها عبارتند از:
بر روی کلمات مثبت همچون «آرامش» یا «صلح» تمرکز کنید.
تمرینات تنفسی انجام دهید.
یک صحنه آرامشبخش همچون دریا، ساحل یا دشت سرسبز را تجسم کنید.
تمرینات یوگا انجام دهید.
برای به دست آوردن آرامش خود به صورت آهسته از 1 تا 10 بشمرید.
2. ورزش کردن
فعالیت بدنی یکی از راهکارهای بسیار مفید برای کاهش استرس و اضطراب محسوب میشود. شما میتوانید فعالیتهای مختلف همچون پیادهروی، دوچرخه سواری، دویدن و یا انجام حرکات سیال مثل یوگا را انتخاب کنید. این تمرینات و حرکات در ایجاد احساس آرامش کمک بزرگی میکنند.
3. صحبت کردن
در مورد نگرانیها، ترسها و دغدغههای خود به صورت، رودررو، تلفنی یا اینترنتی صحبت کنید. حرف زدن در خصوص دل مشغولیها به کاهش استرس و اضطراب کمک بزرگی میکند. شما میتوانید با یک دوست، همکار، اعضای خانواده و فردی که به آن اطمینان دارید صحبت کنید، اما یادتان باشد همیشه بهترین گزینه مراجعه به مشاور و روانشناس است.
4. خود مراقبتی
شما باید مراقب ذهن و بدن خودتان باشید و در صورتی که لازم بود برای بهبودی بیشتر اقدام کنید. در واقع شما باید:
بپذیرید نمیتوانید همه چیز را تحت کنترل خودتان داشته باشید.
بدانید برای رسیدن به کمال ابتدا باید به بهترین شکل از خودتان رضایت داشته باشید.
یاد بگیرید چه عواملی موجب استرس و اضطراب شما میشود.
مصرف کافئین و سیگار کشیدن را کاهش دهید.
وعدههای غذایی خود را به صورت متعادل و منظم برنامهریزی کنید.
افسردگی حالتی فراتر از غم و اندوه معمولی است. این اختلال با علائمی مانند بیانرژی بودن، کاهش علاقه به فعالیتها و افکار منفی همراه است. اگر درمان نشود، میتواند به مشکلات جدیتری منجر شود. درمان افسردگی نهتنها کیفیت زندگی را بهبود میبخشد، بلکه از عوارض بلندمدت جلوگیری میکند. افرادی که بهموقع اقدام میکنند، شانس بیشتری برای بهبودی کامل دارند. هرچه زودتر شروع کنید، نتایج بهتری خواهید دید. تشخیص دقیق اولین گام در درمان است. روانشناسان و روانپزشکان با ارزیابی علائم، برنامه درمانی مناسب را پیشنهاد میدهند. این برنامه ممکن است شامل مشاوره، دارو یا روشهای نوین باشد. انتخاب روش به شدت بیماری و شرایط فرد بستگی دارد.
طول درمان افسردگی چقدر است؟
طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت بیماری، نوع درمان و پاسخ فرد به روشهای درمانی از مهمترین عوامل هستند. به طور کلی، بهبودی ممکن است چند هفته تا چند ماه طول بکشد. برای درمان افسردگی خفیف، گاهی ۶ تا ۱۲ هفته درمان کافی است. در موارد شدیدتر، ممکن است ماهها یا حتی سالها نیاز به مراقبت باشد. صبر و پایبندی به درمان کلید موفقیت است.
عوامل مؤثر بر طول درمان
طول درمان افسردگی به عوامل متعددی بستگی دارد. شدت افسردگی، نوع آن (مانند افسردگی دوقطبی یا افسردگی اساسی)، سابقه خانوادگی، وضعیت جسمی، حمایت اجتماعی و روش درمانی انتخابشده، همگی در مدت درمان نقش مهمی دارند. بهطور کلی، درمانهای رواندرمانی مانند مشاوره روانشناسی برایافسردگی ممکن است بین چند ماه تا یک سال طول بکشند. اما روشهای نوینی چون نوروفیدبک یا تحریک مغزی میتوانند در مدتزمان کوتاهتری تأثیر خود را نشان دهند. سه عامل زیر از مهمترین عوامل مؤثر بر طول درمان افسردگی هستند.
شدت علائم: افسردگی خفیف سریعتر بهبود مییابد.
همکاری بیمار: پایبندی به جلسات و توصیهها ضروری است.
روش درمانی: برخی روشها مانند rTMS نتایج سریعتری دارند.
درمان مداوم و پیگیری منظم نتایج بهتری به همراه دارد. قطع زودهنگام درمان میتواند خطر بازگشت علائم را افزایش دهد. مشاوره با متخصص به تنظیم برنامه درمانی کمک میکند.
برای مشاوره ازدواج آماده شوید: آیا تا به حال به این فکر کردهاید که آیا راهی برای تقویت ازدواج شما، حتی قبل از بروز مشکلات بزرگ، وجود دارد؟ مشاوره ازدواج یکی از مؤثرترین ابزارها برای ایجاد یک رابطه سالم و شاد است. آماده شدن برای آن میتواند در ایجاد یک تجربه موفق تفاوت زیادی ایجاد کند.
صرف وقت برای آماده شدن برای مشاوره ازدواج تضمین میکند که شما و شریک زندگیتان آماده هستید تا از جلسات نهایت استفاده را ببرید. این فقط مربوط به حل مشکلات نیست؛ بلکه در مورد تقویت ارتباط، درک بهتر یکدیگر و رشد مشترک به عنوان یک زوج نیز هست. چه با مسائل خاصی سر و کار داشته باشید و چه فقط بخواهید رابطه خود را بهبود بخشید، آمادگی کامل برای مشاوره میتواند به شما کمک کند تا از پتانسیل کامل این فرآیند مفید بهرهمند شوید.
اهدافتان را با هم در میان بگذارید
هنگام آماده شدن برای مشاوره ازدواج، تعیین اهداف مشخص به عنوان یک زوج بسیار مهم است. آمادگی برای مشاوره ازدواج شامل درک آنچه میخواهید به دست آورید و چگونگی بهبود رابطهتان است.
آماده شدن برای مشاوره ازدواج فقط به معنای تمرکز روی مشکلاتی که میخواهید حل کنید نیست. بلکه به معنای بررسی تغییرات مثبتی است که میخواهید در رابطهتان ببینید. تعیین اهداف مشترک میتواند به شما کمک کند تا جلسات درمانی خود را متمرکز کنید و اطمینان حاصل کنید که هر دو طرف برای رسیدن به یک دیدگاه مشترک برای آینده تلاش میکنند.
اهداف مشترک مشاوره ازدواج
در اینجا چند نمونه از اهدافی که زوجها اغلب برای درمان تعیین میکنند، آورده شده است:
بهبود ارتباط: بسیاری از زوجها برای تقویت مهارتهای ارتباطی خود به دنبال مشاوره هستند تا بتوانند نیازها و نگرانیهای خود را به طور مؤثرتری بیان کنند.
ایجاد اعتماد: اگر اعتماد از بین رفته باشد، زوجین میتوانند از طریق گفتگوی آزاد و صادقانه، بر بازسازی آن تمرکز کنند.
افزایش صمیمیت: بهبود صمیمیت عاطفی و جسمی یک هدف مشترک برای زوجهایی است که میخواهند ارتباط خود را عمیقتر کنند.
حل اختلافات: یادگیری حل اختلافات به روشی سالم و سازنده میتواند نحوه برخورد زوجها با اختلافات را تغییر دهد.
تقویت مشارکت: برخی از زوجها میخواهند کار گروهی و حمایت از یکدیگر را در زندگی روزمره بهبود بخشند.
با همسو کردن این اهداف یا اهداف دیگر، میتوانید با تمرکزی روشن وارد مشاوره شوید. این به شما و درمانگرتان کمک میکند تا بفهمید روی چه حوزههایی باید تمرکز کنید و درمان را مؤثرتر و معنادارتر کنید.
پیدا کردن یک درمانگر مناسب هنگام آماده شدن برای زوج درمانی بسیار مهم است . درمانگر مناسب نه تنها باعث میشود احساس راحتی کنید، بلکه شما را در مسیر رابطهتان به طور مؤثر راهنمایی میکند. ضروری است که برای یافتن کسی که هر دو با او ارتباط برقرار میکنید، وقت بگذارید، زیرا این امر میتواند تأثیر زیادی بر موفقیت جلسات درمانی شما داشته باشد.
اهمیت سازگاری
رابطه بین شما و درمانگرتان باید بر اساس اعتماد و احترام متقابل باشد. یک درمانگر سازگار، نیازهای شما را درک میکند و ارتباط آزاد بین شما و همسرتان را تسهیل میکند. این هماهنگی میتواند به ایجاد محیطی امن کمک کند که در آن بتوانید افکار و احساسات خود را به راحتی بیان کنید.
نکاتی برای پیدا کردن یک درمانگر
در اینجا چند نکته وجود دارد که هنگام جستجوی یک درمانگر باید در نظر بگیرید:
صلاحیتها را بررسی کنید: به دنبال متخصصان دارای مجوز و تجربه در زوج درمانی باشید. گواهینامههایی مانند درمانگر خانواده و ازدواج دارای مجوز (LMFT) یا مشاور حرفهای دارای مجوز (LPC) نشان دهنده آموزش تخصصی است.
نظرات را بخوانید: به نظرات نگاه کنید یا از دوستان مورد اعتماد یا اعضای خانواده توصیه بخواهید. نظرات میتوانند بینشی در مورد سبک و اثربخشی درمانگر ارائه دهند.
تعیین وقت مشاوره: بسیاری از درمانگران مشاورههای اولیهای ارائه میدهند که در آن میتوانید نگرانیها و اهداف خود را مورد بحث قرار دهید. این به شما کمک میکند تا ارزیابی کنید که آیا درمانگر مناسب است یا خیر.
ارزیابی سازگاری: هر دو طرف باید با درمانگر احساس راحتی کنند. هنگام ارزیابی سازگاری، عواملی مانند سبک ارتباطی، همدلی و حساسیت فرهنگی را در نظر بگیرید.
پس از شناسایی درمانگران بالقوه، برای تعیین وقت مشاوره وقت بگذارید. این جلسات اولیه به شما امکان میدهد رویکرد درمانگر را بررسی کنید و ببینید که آیا با انتظارات شما همسو است یا خیر. به یاد داشته باشید، اشکالی ندارد که قبل از تصمیمگیری با چندین درمانگر ملاقات کنید. پیدا کردن درمانگری که با هر دوی شما همخوانی داشته باشد، میتواند زمینه را برای جلسات موفق فراهم کند.
ذهن خود را باز نگه دارید
وقتی صحبت از آمادگی برای مشاوره روابط میشود ، داشتن ذهنی باز ضروری است. مشاوره ازدواج زمانی بهترین نتیجه را میدهد که هر دو طرف پذیرای دیدگاههای جدید باشند و مایل به بررسی راهحلهای مختلف باشند.
تشویق دیدگاههای جدید
زوجها اغلب با دیدگاههای خودشان وارد جلسات درمانی میشوند و طبیعی است که ایدههای خاصی در مورد اینکه چه چیزی ممکن است اشتباه باشد یا چگونه میتوان آن را برطرف کرد، داشته باشند. با این حال، پذیرا بودن نسبت به دیدگاه شریک زندگیتان و راهنمایی درمانگر میتواند به شما کمک کند تا راههای جدیدی را برای نزدیک شدن به رابطهتان کشف کنید.
پرداختن به انگهای رایج
مدتهاست که درمان مورد انگ قرار گرفته است، اما مهم است به یاد داشته باشید که درخواست کمک نشانه قدرت است، نه ضعف. تصورات غلط رایج در مورد درمان عبارتند از:
فقط آدمهای «دیوانه» به رواندرمانی مراجعه میکنند.
مشاوره زوجین آخرین راه حل قبل از طلاق است.
درمانگر جانب یکی از طرفین را خواهد گرفت.
این انگها میتوانند مانع از آن شوند که زوجین به دنبال کمکی که نیاز دارند، بروند. با این حال، درمان در مورد رشد، درک و ایجاد روابط سالمتر است.
مزایای رویکرد روشنفکرانه
یک رویکرد روشن بینانه به مشاوره ازدواج به زوجین این امکان را میدهد که:
بهبود ارتباطات: روشن بینی باعث ایجاد ارتباط و درک بهتر میشود.
راهحلهای جدید را بررسی کنید: پذیرش ایدههای جدید میتواند به شما در کشف راههای نوآورانه برای حل مسائل کمک کند.
ایجاد اعتماد: صراحت، فضایی امن برای بحثهای صادقانه ایجاد میکند که باعث ایجاد اعتماد میشود.
نارسایی اولیه تخمدان (POI)، که به عنوان نارسایی زودرس تخمدان نیز شناخته میشود، زمانی اتفاق میافتد که تخمدانهای یک زن قبل از ۴۰ سالگی به طور طبیعی از کار بیفتند.
بسیاری از زنان به طور طبیعی در حدود ۴۰ سالگی کاهش باروری را تجربه میکنند. آنها ممکن است با ورود به دوران یائسگی، دچار بینظمی قاعدگی شوند. برای زنانی که دچار POI هستند، بینظمی قاعدگی و کاهش باروری قبل از ۴۰ سالگی شروع میشود. گاهی اوقات میتواند از اوایل دوران نوجوانی شروع شود.
یائسگی زودرس (POI) با یائسگی زودرس متفاوت است . در یائسگی زودرس، پریودهای شما قبل از ۴۰ سالگی متوقف میشود. دیگر نمیتوانید باردار شوید. علت آن میتواند طبیعی باشد یا میتواند یک بیماری، جراحی، شیمیدرمانی یا پرتودرمانی باشد. در یائسگی زودرس، برخی از زنان هنوز گاهی پریود میشوند. آنها حتی ممکن است باردار شوند. در بیشتر موارد یائسگی زودرس، علت ناشناخته است.
چه چیزی باعث نارسایی اولیه تخمدان (POI) میشود؟
در حدود ۹۰٪ موارد، علت دقیق POI ناشناخته است.
تحقیقات نشان میدهد که POI به مشکلات فولیکولها مربوط میشود. فولیکولها کیسههای کوچکی در تخمدانهای شما هستند. تخمکهای شما درون آنها رشد کرده و بالغ میشوند. یک نوع مشکل فولیکول این است که فولیکولهای فعال شما زودتر از حد معمول تمام میشوند. مورد دیگر این است که فولیکولها به درستی کار نمیکنند. در بیشتر موارد، علت مشکل فولیکول ناشناخته است. اما گاهی اوقات علت ممکن است موارد زیر باشد:
چه کسانی در معرض خطر نارسایی اولیه تخمدان (POI) هستند؟
عوامل خاصی میتوانند خطر ابتلا به POI را در زنان افزایش دهند:
سابقه خانوادگی. زنانی که مادر یا خواهرشان مبتلا به POI است، بیشتر احتمال دارد که به آن مبتلا شوند.
ژنها. برخی تغییرات در ژنها و شرایط ژنتیکی، زنان را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به POI قرار میدهد. به عنوان مثال، سندرم X شکننده یا سندرم ترنر در زنان در معرض خطر بیشتری هستند.
برخی بیماریها، مانند بیماریهای خودایمنی و عفونتهای ویروسی
درمانهای سرطان، مانند شیمیدرمانی و پرتودرمانی
سن. زنان جوانتر میتوانند به POI مبتلا شوند، اما این بیماری بین سنین ۳۵ تا ۴۰ سال شایعتر است.
علائم نارسایی اولیه تخمدان (POI) چیست؟
اولین علامت POI معمولاً نامنظم بودن یا از دست دادن دورههای قاعدگی است. علائم بعدی ممکن است مشابه علائم یائسگی طبیعی باشد:
گرگرفتگی
تعریق شبانه
تحریک پذیری
تمرکز ضعیف
کاهش میل جنسی
درد در هنگام رابطه جنسی
خشکی واژن
برای بسیاری از زنان مبتلا به POI، مشکل در باردار شدن یا ناباروری دلیل مراجعه آنها به پزشک است.
نارسایی اولیه تخمدان (POI) چه مشکلات دیگری میتواند ایجاد کند؟
از آنجایی که POI باعث میشود سطح هورمونهای خاصی در بدن شما پایینتر باشد، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سایر بیماریها از جمله موارد زیر قرار خواهید گرفت:
اضطراب و افسردگی. تغییرات هورمونی ناشی از POI میتواند در اضطراب نقش داشته باشد یا منجر به افسردگی شود .
سندرم خشکی چشم و بیماری سطح چشم. برخی از زنان مبتلا به POI یکی از این بیماریهای چشمی را دارند. هر دو میتوانند باعث ناراحتی شوند و ممکن است منجر به تاری دید شوند. در صورت عدم درمان، این بیماریها میتوانند باعث آسیب دائمی چشم شوند.
بیماری قلبی. کاهش سطح استروژن میتواند بر عضلات پوشاننده شریانها تأثیر بگذارد و تجمع کلسترول در شریانها را افزایش دهد. این عوامل خطر ابتلا به تصلب شرایین (سخت شدن شریانها) را افزایش میدهند.
ناباروری.
عملکرد پایین تیروئید. این مشکل همچنین کم کاری تیروئید نامیده میشود . تیروئید غدهای است که هورمونهایی تولید میکند که متابولیسم و سطح انرژی بدن شما را کنترل میکنند. سطح پایین هورمونهای تیروئید میتواند بر متابولیسم شما تأثیر بگذارد و باعث کمبود انرژی بسیار زیاد، کندی ذهنی و سایر علائم شود.
پوکی استخوان. هورمون استروژن به قوی نگه داشتن استخوانها کمک میکند. بدون استروژن کافی، زنان مبتلا به POI اغلب دچار پوکی استخوان میشوند . این یک بیماری استخوانی است که باعث ضعف و شکنندگی استخوانها میشود و احتمال شکستگی آنها را افزایش میدهد .
نارسایی اولیه تخمدان (POI) چگونه تشخیص داده میشود؟
برای تشخیص POI، پزشک شما ممکن است اقدامات زیر را انجام دهد:
سابقه پزشکی، از جمله پرسیدن اینکه آیا بستگانی با POI دارید یا خیر
آزمایش بارداری، برای اطمینان از اینکه باردار نیستید
معاینه فیزیکی، برای جستجوی علائم سایر اختلالاتی که میتوانند باعث علائم شما شوند
آزمایش خون، برای بررسی سطح هورمونهای خاص. همچنین ممکن است برای انجام تجزیه و تحلیل کروموزوم، آزمایش خون انجام دهید. کروموزوم بخشی از سلول است که حاوی اطلاعات ژنتیکی است.
سونوگرافی لگن، برای بررسی اینکه آیا تخمدانها بزرگ شدهاند یا فولیکولهای متعددی دارند یا خیر
نارسایی اولیه تخمدان (POI) چگونه درمان میشود؟
در حال حاضر، هیچ درمان اثباتشدهای برای بازگرداندن عملکرد طبیعی تخمدانهای زنان وجود ندارد. اما درمانهایی برای برخی از علائم POI وجود دارد. همچنین راههایی برای کاهش خطرات سلامتی و درمان بیماریهایی که POI میتواند ایجاد کند، وجود دارد:
درمان جایگزینی هورمون (HRT). HRT رایجترین درمان است. این درمان، استروژن و هورمونهای دیگری را که تخمدانهای شما تولید نمیکنند، به بدن شما میدهد. HRT سلامت جنسی را بهبود میبخشد و خطرات بیماری قلبی و پوکی استخوان را کاهش میدهد. معمولاً تا حدود ۵۰ سالگی آن را مصرف میکنید؛ این تقریباً سنی است که یائسگی معمولاً شروع میشود.
مکملهای کلسیم و ویتامین D. از آنجا که زنان مبتلا به POI در معرض خطر بیشتری برای پوکی استخوان هستند، باید هر روز کلسیم و ویتامین D مصرف کنند.
لقاح آزمایشگاهی (IVF). اگر POI دارید و میخواهید باردار شوید، میتوانید IVFرا امتحان کنید .
فعالیت بدنی منظم و وزن سالم بدن. ورزش منظم و کنترل وزن میتواند خطر ابتلا به پوکی استخوان و بیماریهای قلبی را کاهش دهد.
درمان بیماریهای مرتبط. اگر بیماری دارید که با نارسایی زودرس تخمدان مرتبط است، درمان آن نیز مهم است. درمانها ممکن است شامل داروها و هورمونها باشد.