سلامت روج و جسم

مطالب پزشکی و روانشناسی

سلامت روج و جسم

مطالب پزشکی و روانشناسی

  • ۰
  • ۰

 

ارزیابی سلامت روان چیست؟

تشخیص اختلالات سلامت روان کودکان می‌تواند دشوار باشد زیرا عوامل مختلفی می‌توانند بر خلق و خو و رفتارهای کودکان، از جمله مشکلات سلامت جسمی و تجربیات در محیط آنها، تأثیر بگذارند. به همین دلیل، ارزیابی سلامت روان اغلب برای درک مشکلات کودک و چگونگی کمک به آنها برای تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود ضروری است.

ارزیابی سلامت روان (یا سنجش) فرآیندی است که طی آن یک متخصص اطلاعات دقیقی در مورد مشکلات کودک به دست می‌آورد تا تشخیص دقیقی انجام دهد و توصیه‌هایی را برای مناسب‌ترین درمان ارائه دهد.

نوع مشکلی که کودک تجربه می‌کند، نوع ارزیابی مورد نیاز و محل انجام آن را تعیین می‌کند. برخی از ارزیابی‌ها در مدرسه کودک انجام می‌شوند؛ برخی دیگر در مراکز پزشکی، مراکز سلامت روان جامعه یا مطب‌های خصوصی سرپایی انجام می‌شوند.

چگونه سلامت روان یا مشکلات رفتاری را آزمایش می‌کنید؟

انواع مختلفی از ارزیابی‌ها یا سنجش‌ها برای تعیین اینکه آیا فرزند شما به حمایت سلامت روان نیاز دارد یا خیر، وجود دارد. یک متخصص سلامت روان در CHoR با شما همکاری خواهد کرد تا بسته به مشکلات دقیقی که در کودک یا نوجوان خود مشاهده می‌کنید، مشخص کند که کدام یک ممکن است مفیدترین باشد.

انواع آزمایش‌هایی که متخصصان سلامت روان می‌توانند انجام دهند عبارتند از:

  • ارزیابی روانپزشکی
  • ارزیابی روانشناختی
  • ارزیابی روانشناختی
  • ارزیابی رشدی
  • ارزیابی نوروسایکولوژیک
  • ارزیابی روانی-جنسی
  • آزمایش ADHD
  • آزمون طرح آموزش انفرادی (IEP)

ارزیابی روانپزشکی

این زمانی مورد نیاز است که:

  • کودک مشکلات عاطفی یا رفتاری جدی نشان می‌دهد
  • برای تعیین اینکه آیا علائم علت فیزیولوژیکی دارند یا خیر
  • دارو به عنوان یک گزینه درمانی در نظر گرفته می‌شود

توسط چه کسی برگزار می‌شود؟

  • روانپزشک کودک و نوجوان

نکات مهم در مورد ارزیابی روانپزشکی

  • روانپزشک دانش تخصصی در مورد داروهای مربوط به مشکلات سلامت روان دارد و در صورت لزوم می‌تواند تجویز کند.
  • در صورت لزوم، آزمایش‌های آزمایشگاهی مانند آزمایش خون، عکس‌برداری با اشعه ایکس یا معاینه فیزیکی برای رد احتمال وجود مشکلات سلامت جسمی به عنوان علت علائم تجویز می‌شود.

 

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

از قصه‌گویی درباره بابانوئل یا پری دندان گرفته تا تربیت از طریق دروغ ("اگر سبزیجاتت را نخوری، قدت بلندتر نمی‌شود")، تا دروغ گفتن برای محافظت از احساسات کودک (حیوان خانگی فوت شده شما "رفته تا در مزرعه زندگی کند")، بسیاری از والدین از دروغ به عنوان بخشی از فرزندپروری استفاده می‌کنند .

یک مقاله اخیر، تحقیقاتی را در مورد دروغ گفتن والدین به کودکان بررسی کرده است و نتایج جالب توجه است و نشان می‌دهد که دروغ گفتن والدین ممکن است تأثیر مهمی بر اجتماعی شدن و رفاه آینده کودکان داشته باشد.

 

اول و مهمتر از همه، اکثر والدین به فرزندانشان دروغ می‌گویند. در یک مطالعه، ۷۸٪ از والدین آمریکایی و ۱۰۰٪ از والدین چینی اعتراف کردند که به فرزندانشان دروغ می‌گویند (اگرچه جای امیدواری است که تنها درصد کمی از بزرگسالان آمریکایی می‌گویند که والدینشان اغلب به آنها دروغ می‌گفتند).

ضررش چیه؟

طبق نظریه یادگیری اجتماعی ، کودکان رفتارها را از الگوبرداری/تقلید از رفتارهای والدین خود می‌آموزند، بنابراین دروغ گفتن به بچه‌ها ممکن است باعث شود که آنها باور کنند دروغ گفتن اشکالی ندارد و از آنها پیروی کنند. تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که اگر والدین به فرزندانشان دروغ بگویند، ممکن است آنها نیز در عوض به والدین خود دروغ بگویند. مهمتر از همه، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد دروغ گفتن والدین به کودکان می‌تواند اثرات نامطلوبی بر سازگاری روانی-اجتماعی کودک داشته باشد و بر دلبستگی کودک به والدینش تأثیر منفی بگذارد. در موارد شدید، دروغ گفتن والدین ممکن است منجر به رفتار ضداجتماعی و روان‌پریشی شود . یک نکته: بسیاری از این تحقیقات همبستگی هستند، بنابراین تعیین اینکه آیا دروغ گفتن والدین است یا چیز دیگری (مثلاً سبک فرزندپروری ضعیف به طور کلی) که بر سازگاری و رفاه کودکان تأثیر می‌گذارد، غیرممکن است.

 

چه باید کرد؟

با توجه به اینکه اکثر والدین با دروغ گفتن، حتی اگر دروغ‌هایشان از نوع «کوچک و سفید» باشد، تا حدی در تربیت فرزندشان نقش دارند، والدین باید از چه چیزهایی آگاه باشند؟

تعداد دروغ‌ها مهم است. به احتمال زیاد، یک دروغ گاه به گاه، تأثیر منفی کمتری نسبت به والدینی دارد که دائماً به فرزندانشان دروغ می‌گویند.

 

سعی کنید صداقت را الگو قرار دهید. با توجه به اینکه کودکان از والدین خود یاد می‌گیرند و از آنها تقلید می‌کنند، تلاش برای صادق‌تر و روراست‌تر بودن با فرزندانتان تأثیر مثبتی بر رشد آنها خواهد داشت. الگوسازی رفتار صادقانه و تقویت فرزندانتان برای راستگو بودن، یک استراتژی خوب است.

پیگیری کنید و توضیح دهید. در صورتی که به کودک دروغ گفته شود، حتماً اعتراف کنید (شاید با بزرگ شدن و بالغ شدن کودک) و دلایل آن را توضیح دهید.

 

سبک فرزندپروری خوب مهم است. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که اگر والدین شیوه فرزندپروری مقتدرانه‌ای داشته باشند (یعنی فرزندپروری پاسخگو و حمایتی که برای فرزندان محدودیت تعیین می‌کند)، چند دروغ مصلحتی ممکن است تأثیر منفی کمی داشته باشد. از طرف دیگر، والدین مستبد و تنبیه‌گر که برای مطیع نگه داشتن فرزندانشان از دروغ استفاده می‌کنند، ممکن است تأثیر مخرب‌تری بر فرزندانشان داشته باشند.

 

به جای دروغ گفتن، جایگزین‌هایی را در نظر بگیرید. اگر نواختن ویولن فرزندتان افتضاح است، به جای دروغ «تو زیبا می‌نوازی»، روی رک بودن و حمایت کردن تمرکز کنید. مثلاً بگویید «داری یاد می‌گیری و زمان می‌برد» و بعداً بگویید «متوجه شدم که داری پیشرفت می‌کنی».

نویسندگان این بررسی معتقدند که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است. همانطور که آنها خاطرنشان می‌کنند، «ممکن است [که] فرزندپروری با دروغگویی که با اهداف خیرخواهانه والدین، مانند آرام کردن احساسات کودکان یا حفظ حس جادو [مثال بابانوئل]، انجام می‌شود، با عزت نفس ، مهارت‌های شناختی و خلاقیت کودکان همبستگی مثبت داشته باشد » 

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰


 

بهبودی از خیانت شامل پذیرش درد، بخشش و بازسازی اعتماد از طریق ارتباط و رشد شخصی است.

 

التیام یافتن از خیانت چیزی است که بسیاری از ما ممکن است در برهه‌ای از زمان مجبور به انجام آن شویم. اعتماد از دست رفته می‌تواند به معنای یک آسیب عاطفی عمیق باشد که التیام آن زمان زیادی می‌برد و کار زیادی می‌برد. یافتن التیام و یادگیری نحوه بازسازی چنین اعتمادی برای روابط آینده، رشد شخصی و زندگی مهم است. در ادامه، به التیام یافتن از خیانت، علائم خیانت، تأثیر آسیب ناشی از خیانت و بازسازی اعتماد خواهیم پرداخت.

چگونه از خیانت بهبود یابیم

مسیر بهبودی هر کسی متفاوت است، بنابراین یافتن آنچه برای شما بهتر است مهم است. اگر خیانت عمیقاً شما را تحت تأثیر قرار داده است، برای راهنمایی در این فرآیند، به دنبال کمک حرفه‌ای باشید. در اینجا چند مرحله وجود دارد که ممکن است مفید باشد:

۱. احساسات خود را بپذیرید

به خودتان اجازه دهید احساسات منفی ناشی از خیانت، مانند خشم، رنجش، غم یا سردرگمی را تجربه کنید. مهم است که این احساسات منفی را سرکوب نکنید، بلکه آنها را بپذیرید و پردازش کنید.

۲. به دنبال حمایت باشید

خودتان را با افراد مورد اعتماد، اعضای خانواده یا یک درمانگر که می‌تواند فضای امنی برای ابراز احساسات و حمایت عاطفی شما فراهم کند، احاطه کنید. بسته به شرایط خیانت، زوج درمانی و درمان فردی می‌توانند حمایت و راهنمایی ارزشمندی را در گذر از پیچیدگی‌های بهبودی از خیانت ارائه دهند.

۳. مرزها را تعیین کنید

برای محافظت از خود در برابر آسیب بیشتر، مرزهایی تعیین کنید. این ممکن است شامل محدود کردن ارتباط با شخصی که به شما خیانت کرده یا ارزیابی مجدد رابطه باشد.

۴. بخشش را تمرین کنید (در صورت امکان)

بخشش می‌تواند ابزاری قدرتمند برای التیام باشد، اما توجه به این نکته مهم است که بخشش یک انتخاب شخصی است و لزوماً به معنای آشتی نیست. این در مورد رها کردن کینه برای آرامش خاطر شماست.

۵. به خودتان زمان بدهید

بهبودی از خیانت زمان می‌برد. با خودتان صبور باشید و به خودتان اجازه دهید با سرعت خودتان بهبود یابد.

چه نشانه‌هایی می‌تواند نشان‌دهنده خیانت در یک رابطه باشد؟

اگرچه اعمالی که خیانت را نشان می‌دهند ممکن است در افراد مختلف و در زمان‌های مختلف، از جمله در یک رابطه عاشقانه یا دوستی، متفاوت باشند، اما نشانه‌های آشکاری وجود دارد که باید به آنها توجه کرد. تغییرات ناگهانی در رفتار یا عادات یک فرد، به طور غیرقابل توضیح، از نشانه‌های اصلی هستند. این تغییر ممکن است با افزایش پنهان‌کاری در مورد فعالیت‌ها، در دسترس نبودن ناگهانی یا غیبت غیرقابل توضیح مشخص شود. یک شریک زندگی حتی ممکن است وقتی در مورد محل سکونت یا اعمالش مورد سوال قرار می‌گیرد، بیش از حد حالت تدافعی یا طفره برود ، که در واقع می‌تواند یک پرچم قرمز باشد.

یکی دیگر از نشانه‌های بسیار رایج که خبر از خیانت می‌دهد، کاملاً واضح است: فاصله گرفتن و جدایی عاطفی از شریک زندگی. در حالی که ممکن است فرد متوجه شود که شریک زندگی‌اش از او دور شده، از او جدا شده یا علاقه کمتری به گذراندن وقت با او یا صحبت در مورد سایر مسائل شخصی دارد، اما باید توجه داشت که این موضوع کمی واضح‌تر شده است: آنها سرمایه‌گذاری عاطفی خود را در جای دیگری انجام می‌دهند. تغییر در ارتباطات از نظر پیام‌ها یا تماس‌ها، یا عدم ابراز صریح احساسات و افکار، ممکن است نشان‌دهنده چیزی باشد. از آنجایی که اعتماد بخش اساسی روابط عاشقانه را تشکیل می‌دهد، وقتی هر یک از نشانه‌های توصیف شده ظاهر می‌شوند، باید آنها را آشکار کرد و صادقانه در مورد آنها صحبت کرد تا علت را پیدا کرد و تصمیم گرفت که چگونه در روند بهبودی پیش رفت.

اثرات روانی آسیب خیانت چیست؟

آسیب ناشی از خیانت می‌تواند به طرق مختلفی بروز کند، از جمله واکنش‌های عاطفی به آنچه اتفاق می‌افتد وقتی افراد یا نهادهایی که برای حمایت و امنیت به آنها وابسته‌ایم، اعتماد یا رفاه ما را نقض می‌کنند. نمونه‌هایی از احساسات بسیار قوی در آن لحظه شامل شوک، ناباوری، خشم، غم و سردرگمی است. افراد به دلیل نقض اعتمادی که متحمل شده‌اند، در اعتماد به دیگران، حتی نزدیکان خود، دچار مشکل می‌شوند، که غلبه بر آن دشوار است. این ممکن است به صورت اضطراب مداوم، گوش به زنگی بیش از حد، مراقبت یا افکار و خاطرات مزاحم در مورد خیانت نیز باشد.

از نظر روانشناختی، آسیب خیانت می‌تواند منجر به اثراتی مانند کاهش عزت نفس، سرزنش خود و از دست دادن حس امنیت و آرامش در روابط شود. برخی افراد ممکن است علائمی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه کنند که شامل کابوس، بازگشت به گذشته و رفتار اجتنابی در رابطه با محرک‌هایی است که آنها را به یاد خیانت می‌اندازد. علاوه بر این، ممکن است جهان‌بینی و باورهای فرد نسبت به روابط را تغییر دهد - که باعث بدبینی یا مشکلاتی در ایجاد پیوندهای جدید در آینده می‌شود.

فرد باید کسی را پیدا کند که قابل اعتماد باشد - یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا یک درمانگر - که بتواند او را در تمام آن احساسات و دردهای دشوار راهنمایی کند. این به پردازش احساسات، بازسازی اعتماد و بهبودی کمک خواهد کرد.

چگونه می‌توان پس از خیانت کسی، اعتماد او را دوباره جلب کرد؟

بازسازی اعتماد پس از خیانت، فرآیندی چالش‌برانگیز اما امکان‌پذیر است که نیاز به تعهد و تلاش هر دو طرف درگیر دارد. در اینجا چند مرحله وجود دارد که می‌تواند به بازسازی اعتماد کمک کند:

۱. ارتباط آزاد را تمرین کنید

هر دو نفر باید احساسات، نگرانی‌ها و دیدگاه‌های خود را بدون قضاوت، آشکارا بیان کنند. این شامل بحث در مورد آنچه اتفاق افتاده، چرا اتفاق افتاده و اینکه چه احساسی در هر دو طرف ایجاد کرده است، می‌شود.

۲. انتظارات را برای پاسخگویی تعیین کنید

فردی که به اعتماد خیانت کرده است باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرد، آسیبی را که وارد کرده است بپذیرد و پشیمانی واقعی خود را نشان دهد. این ممکن است شامل عذرخواهی صادقانه و شفاف بودن در مورد نیت خود برای پیشرفت در روند بهبودی باشد.

۳. مرزها و انتظارات را تعیین کنید

برای جلوگیری از سوءتفاهم‌ها یا نقض اعتماد در آینده، باید مرزها و انتظارات واضحی تعیین شود. هر دو طرف باید در مورد نیازهای خود از یکدیگر برای احساس امنیت و آرامش در رابطه صحبت کنند.

۴. صبور باشید

بازسازی اعتماد به زمان و صبر نیاز دارد. مهم است که به یکدیگر فرصت دهیم تا التیام یابند و اعتماد به نفس را در رابطه بازیابی کنند. عجله در این فرآیند می‌تواند مانع پیشرفت در مسیر بهبودی شود.

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

۹ تکنیک مدیریت استرس برای دانش‌آموز شما 

چگونه می‌توانید به نوجوان خود کمک کنید تا یاد بگیرد چگونه با استرس مدرسه کنار بیاید؟ لیتل تأکید کرد که مهمترین قدمی که می‌توانید بردارید ایجاد فضایی امن و بدون قضاوت برای فرزندتان است تا افکار، احساسات، تجربیات و نگرانی‌های خود را بیان کند. 

او گفت: «به سرعت به سراغ حل مسئله نروید. اغلب اوقات، نوجوان شما به دنبال تأیید است و به گوش شنوا یا شانه‌ای برای گریه کردن نیاز دارد. همانطور که به حمایت از نوجوان خود تمایل پیدا می‌کنید، این سؤال ساده را بپرسید: «آیا به گوش دادن و تأیید من نیاز داری، یا می‌خواهی به تو در یافتن راه‌حل‌ها کمک کنم؟» 

با پرسیدن این سوال، شما و نوجوانتان می‌توانید انتظارات خود را روشن کنید و بهتر ارتباط برقرار کنید.  

اگر نوجوان شما به راهنمایی شما نیاز دارد، راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید با همکاری یکدیگر استرس مدرسه را کاهش دهید. 

۱. استرس تکالیف را کاهش دهید 

لیتل توصیه کرد برای اینکه انجام تکالیف استرس کمتری داشته باشد، فشار مدرسه را در خانه کاهش دهید و ارزش استراحت و تجدید قوا قبل از شروع هرگونه تکلیف کاری را به او نشان دهید. افراد برای غذا خوردن، خوابیدن و مراقبت از خود به استراحت نیاز دارند، بنابراین با قرار دادن این اقدامات به عنوان بخشی از برنامه منظم خود، شما و نوجوانتان عادات سالمی را تمرین می‌کنید. 

شما می‌توانید با انجام موارد زیر استرس انجام تکالیف را بیشتر کاهش دهید:  

  • ایجاد یک برنامه‌ی تکالیف در صورتی که از قبل وجود نداشته باشد. 
  • تعیین یک فضای مطالعه آرام برای انجام تکالیف. 
  • نوجوان خود را تشویق کنید که استراحت را به بخشی منظم از تکالیفش تبدیل کند. 
  • در صورت نیاز، به فرزندتان کمک کنید تا تکالیفش را شروع کند. 

۲. از نوجوان خود در زمان بازگشت به مدرسه حمایت کنید 

شما می‌توانید به نوجوان خود کمک کنید تا استرس مدرسه را قبل از بازگشت به کلاس مدیریت کند. نکات ساده زیر را برای بازگشت به مدرسه نوجوانان در نظر بگیرید: 

  • مطمئن شوید که نوجوان شما قبل از اولین روز کلاس، از محل برگزاری کلاس‌هایش مطلع است. 
  • در صورت نیاز، به نوجوان خود در پر کردن تمام فرم‌های مورد نیاز، به خصوص مدارک پزشکی، کمک کنید. 
  • نوجوان خود را تشویق کنید تا روی جنبه‌های مثبت بازگشت به مدرسه تمرکز کند (مثلاً پیدا کردن دوستان جدید، پیوستن به یک باشگاه یا یادگیری در مورد موضوعی که به آن علاقه دارد). 

۳. به نوجوان خود کمک کنید تا بین کار و مدرسه تعادل برقرار کند 

یادگیری نحوه ایجاد تعادل بین کار و مدرسه می‌تواند چالش برانگیز باشد، اما ارتباط مناسب در کمک به نوجوان شما برای لذت بردن از مزایای یک دانش‌آموز شاغل بسیار مؤثر است. نکات زیر را در نظر بگیرید: 

  • از نوجوان خود بپرسید که در مورد حجم کلی کارش چه احساسی دارد. 
  • اگر نوجوان شما احساس می‌کند که بیش از حد کار می‌کند، او را تشویق کنید که با مدیر خود در مورد کاهش ساعات کاری‌اش صحبت کند. 

۴. مهارت‌های مدیریت زمان را به نوجوان خود آموزش دهید 

مدرسه، کار و مسئولیت‌های اجتماعی، زمان زیادی را از نوجوان شما می‌گیرند. برای اطمینان از اینکه این زمان‌ها طاقت‌فرسا نشوند، با روش‌های زیر بر اهمیت مدیریت زمان برای دانش‌آموزان تأکید کنید: 

  • به نوجوان خود کمک کنید تا فعالیت‌هایش را برنامه‌ریزی کند. 
  • به آنها یاد بدهید که تکالیف و مطالعه برای امتحانات را به وظایف قابل مدیریت تقسیم کنند. 
  • به آنها نشان دهید که چگونه اهداف واقع‌بینانه‌ای تعیین کنند.

۵. نوجوان خود را تشویق کنید تا یک شبکه حمایتی از خانواده، دوستان و همکلاسی‌هایش ایجاد کند و با آنها ارتباط برقرار کند. 

اگرچه می‌توانید کارهای زیادی برای حمایت و توانمندسازی نوجوان خود انجام دهید، اما تشویق روابط او نه تنها با اعضای خانواده، بلکه با افراد دیگر نیز مهم است. می‌توانید با انجام موارد زیر به نوجوان خود در ایجاد روابط مثبت و یک شبکه حمایتی قوی کمک کنید: 

  • آنها را به سمت افراد مثبت مانند مشاوران، معلمان یا مربیان هدایت کنید. 
  • آنها را تشویق کنید که اعضای خانواده‌ی حامی و دوست‌داشتنی خود را در شبکه‌ی ارتباطی خود بگنجانند. 
  • به آنها یادآوری کنید که در مواقع استرس با شبکه پشتیبانی خود تماس بگیرند. 

۶. به نوجوان خود بیاموزید که چگونه فشار همسالان و روابط دشوار را مدیریت کند. 

فشار همسالان و روابط دشوار می‌تواند منجر به استرس و چالش‌های ناسالم در مدرسه شود. برای کمک به نوجوان خود در عبور از چنین چالش‌هایی: 

  • به آنها یاد بدهید که چگونه در روابط خود مرزهای سالمی ایجاد کنند. 
  • به آنها نشان دهید که چگونه در ارتباطات قاطع باشند. 
  • تجربیات خود را در مورد فشار همسالان به اشتراک بگذارید. 

۷. عادات سالم را با نوجوان خود تمرین کنید 

لیتل گفت: «بسیاری از اوقات، ممکن است متوجه نشویم که مضطرب یا افسرده هستیم، اما بدن ما این را می‌داند و شروع به تغییر اشتهای ما، سردرد و تغییر الگوهای خواب ما می‌کند.» «اگر بیماری‌های پزشکی رد شوند، اغلب اوقات یک نگرانی در مورد سلامت روان مانند اضطراب یا افسردگی وجود دارد.» 

برای اینکه به نوجوان خود نشان دهید که چگونه می‌تواند از آنچه بدنش سعی دارد به او بگوید، آگاه‌تر شود تا بتواند به طور مناسب به این علائم پاسخ دهد، پیشنهادات زیر را در نظر بگیرید: 

  • با نوجوان خود تنفس عمیق را تمرین کنید. 
  • به فرزندتان کمک کنید تا عادت به نوشتن خاطرات روزانه پیدا کند. 
  • نوجوان خود را به استراحت‌های کوتاه عادت دهید. 
  • نوجوان خود را تشویق کنید که زمانی را در بیرون از منزل بگذراند. 

۸. با نوجوان خود در مورد خشونت در مدرسه صحبت کنید 

کنار آمدن با واقعیت خشونت و تیراندازی در مدرسه برای یک نوجوان بسیار دشوار است. برای کمک به نوجوان خود در مدیریت هرگونه ترس یا اضطرابی که در محیط مدرسه تجربه می‌کند : 

  • وضعیت عاطفی نوجوان خود را برای علائم اضطراب یا استرس زیر نظر داشته باشید. 
  • احساسات آنها را تأیید کنید. 
  • در مورد تفاوت بین احتمال خشونت و احتمال وقوع آن در مدرسه‌شان صحبت کنید. 
  • رویه‌های ایمنی را مرور کنید تا نوجوان شما بداند در مواقع اضطراری چه کاری باید انجام دهد.  

۹. برای کمک به یک درمانگر مراجعه کنید 

علائم هشدار دهنده زیر می‌تواند نشان دهد که نوجوان شما به مشاوره برای استرس نیاز دارد: 

  •  کناره‌گیری از همسالان یا اعضای خانواده.  
  • شروع به نوشیدن یا مصرف مواد مخدر. 
  • با علائم اضطراب در زمینه‌های مختلف زندگی خود، نه فقط مدرسه، دست و پنجه نرم می‌کنند. 
  • دچار مشکل قانونی شدن. 
  • دائماً عصبانی به نظر رسیدن یا نشان دادن تغییرات ناگهانی در خلق و خو و شخصیت.

لیتل توصیه کرد که یک درمانگر پیدا کنید که با مشکلاتی که نوجوان شما تجربه می‌کند، کار کند. او افزود که شما، والدین، ممکن است به حمایت یک درمانگر نیز نیاز داشته باشید تا مطمئن شوید که سلامت روان شما به شما امکان کمک به فرزندتان را می‌دهد.   

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

 

استرس در کودکان می‌تواند به روش‌های مختلفی بروز کند و اغلب با بزرگسالان متفاوت است. علائم رایج عبارتند از:

تغییرات رفتاری

مشاهده تغییرات در رفتار کودک اغلب قابل توجه‌ترین نشانه استرس است؛ این تغییرات ممکن است شامل افزایش تحریک‌پذیری، بدخلقی یا کاهش قابل توجه علاقه به فعالیت‌هایی باشد که قبلاً از آنها لذت می‌بردند. برخی از کودکان همچنین ممکن است گوشه‌گیرتر شوند، انزوا را انتخاب کنند یا نشانه‌هایی از رفتار واپس‌گرایانه مانند شب ادراری یا چسبیدن بیش از حد به والدین را نشان دهند.

علائم فیزیکی

استرس همچنین می‌تواند به صورت فیزیکی در کودکان بروز کند، علائم رایج آن شامل شکایت از سردردهای بی‌دلیل یا دل‌درد است. تغییرات در الگوهای خواب، مانند مشکل در به خواب رفتن یا کابوس‌های مکرر، و تغییرات در عادات غذایی (خوردن بیش از حد یا خیلی کم) نیز از نشانه‌های آن هستند. این علائم فیزیکی اغلب پاسخ بدن به استرس روانی است که کودک تجربه می‌کند.

تغییرات دانشگاهی و اجتماعی

افت عملکرد تحصیلی یا تغییر در تعامل آنها با همسالان نیز می‌تواند نشانه استرس در کودک باشد؛ این موارد ممکن است شامل عدم تمرکز در مدرسه، بی‌علاقگی ناگهانی به تکالیف مدرسه یا مشکل در حفظ دوستی‌ها، حتی با دوستان صمیمی سابق باشد. چنین تغییراتی می‌تواند نشان دهد که کودک با عوامل استرس‌زایی روبرو است که بر توانایی او در تمرکز و تعامل عادی تأثیر می‌گذارد و باید مستقیماً با آنها مقابله شود تا از پسرفت در توانایی او در معاشرت و برقراری ارتباط سالم جلوگیری شود. 

پاسخ‌های احساسی

واکنش‌های عاطفی مانند گریه بیش از حد، طغیان خشم یا ترس می‌تواند نشانه‌هایی از استرس در کودکان باشد، به خصوص اگر این واکنش‌ها با رفتار آنها در دوران نوپایی ناسازگار باشد. آنها همچنین ممکن است در مورد موقعیت‌هایی که قبلاً با آنها راحت بودند، ترس نشان دهند یا سطح غیرمعمولی از نگرانی در مورد فعالیت‌های روزمره نشان دهند که نشان دهنده تغییر در درک آنها از دنیای اطرافشان است.

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

افسردگی نوجوانان یک مشکل جدی سلامت روان است که باعث احساس مداوم غم و اندوه و از دست دادن علاقه به فعالیت‌ها می‌شود. این بیماری بر نحوه تفکر، احساس و رفتار نوجوان شما تأثیر می‌گذارد و می‌تواند باعث مشکلات عاطفی، عملکردی و جسمی شود. اگرچه افسردگی می‌تواند در هر زمانی از زندگی رخ دهد، اما علائم آن ممکن است بین نوجوانان و بزرگسالان متفاوت باشد.

 

مسائلی مانند فشار همسالان، انتظارات تحصیلی و تغییر بدن می‌تواند فراز و نشیب‌های زیادی را برای نوجوانان به همراه داشته باشد. اما برای برخی از نوجوانان، این ناراحتی‌ها چیزی بیش از احساسات موقت هستند - آنها نشانه افسردگی هستند.

افسردگی نوجوانان یک ضعف یا چیزی نیست که بتوان با اراده بر آن غلبه کرد - می‌تواند عواقب جدی داشته باشد و نیاز به درمان طولانی مدت دارد. برای اکثر نوجوانان، علائم افسردگی با درمانی مانند دارو و مشاوره روانشناسی کاهش می‌یابد.

 

 
 

علائم

علائم و نشانه‌های افسردگی نوجوانان شامل تغییر در نگرش و رفتار قبلی نوجوان است که می‌تواند باعث پریشانی و مشکلات قابل توجهی در مدرسه یا خانه، فعالیت‌های اجتماعی یا سایر زمینه‌های زندگی شود.

علائم افسردگی می‌تواند از نظر شدت متفاوت باشد، اما تغییرات در احساسات و رفتار نوجوان شما ممکن است شامل نمونه‌های زیر باشد.

تغییرات عاطفی

مراقب تغییرات عاطفی باشید، مانند:

  • احساس غم و اندوه، که می‌تواند شامل گریه‌های بی‌دلیل باشد
  • ناامیدی یا احساس خشم، حتی بر سر مسائل کوچک
  • احساس ناامیدی یا پوچی
  • خلق و خوی تحریک پذیر یا آزرده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌های معمول
  • از دست دادن علاقه یا اختلاف با خانواده و دوستان
  • عزت نفس پایین
  • احساس بی‌ارزشی یا گناه
  • تمرکز بیش از حد روی شکست‌های گذشته یا سرزنش یا انتقاد بیش از حد از خود
  • حساسیت شدید به طرد شدن یا شکست، و نیاز به اطمینان خاطر بیش از حد
  • مشکل در تفکر، تمرکز، تصمیم‌گیری و به خاطر سپردن چیزها
  • احساس مداوم اینکه زندگی و آینده تاریک و غم‌انگیز است
  • افکار مکرر مرگ، مردن یا خودکشی

تغییرات رفتاری

مراقب تغییرات رفتاری باشید، مانند:

  • خستگی و از دست دادن انرژی
  • بی‌خوابی یا خواب بیش از حد
  • تغییر در اشتها - کاهش اشتها و کاهش وزن، یا افزایش هوس‌های غذایی و افزایش وزن
  • استفاده از الکل یا مواد مخدر
  • آشفتگی یا بی‌قراری - برای مثال، قدم زدن سریع، فشردن دست‌ها یا ناتوانی در آرام نشستن
  • کند شدن تفکر، صحبت کردن یا حرکات بدن
  • شکایت‌های مکرر از دردهای بدنی و سردردهای بی‌دلیل، که ممکن است شامل مراجعه مکرر به پرستار مدرسه باشد
  • ایزوله سازی اجتماعی
  • عملکرد ضعیف در مدرسه یا غیبت‌های مکرر از مدرسه
  • توجه کمتر به بهداشت شخصی یا ظاهر
  • طغیان‌های خشم، رفتارهای مخرب یا پرخطر، یا سایر رفتارهای پرخاشگرانه
  • خودآزاری - به عنوان مثال، بریدن یا سوزاندن
  • برنامه‌ریزی برای خودکشی یا اقدام به خودکشی

چه چیزی عادی است و چه چیزی نیست

تشخیص تفاوت بین فراز و نشیب‌هایی که تنها بخشی از نوجوانی هستند و افسردگی نوجوانان می‌تواند دشوار باشد. با نوجوان خود صحبت کنید. سعی کنید تشخیص دهید که آیا او قادر به مدیریت احساسات چالش‌برانگیز است یا اینکه زندگی طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم

اگر علائم و نشانه‌های افسردگی ادامه پیدا کرد، در زندگی نوجوان شما اختلال ایجاد کرد، یا باعث نگرانی شما در مورد خودکشی یا امنیت نوجوانتان شد، با یک پزشک یا متخصص سلامت روان که برای کار با نوجوانان آموزش دیده است صحبت کنید. پزشک خانواده یا متخصص اطفال نوجوان شما جای خوبی برای شروع است. یا مدرسه نوجوان شما ممکن است کسی را توصیه کند.

علائم افسردگی احتمالاً به خودی خود بهبود نمی‌یابند - و در صورت عدم درمان ممکن است بدتر شوند یا منجر به مشکلات دیگری شوند. نوجوانان افسرده ممکن است در معرض خطر خودکشی باشند، حتی اگر علائم و نشانه‌ها شدید به نظر نرسند.

اگر نوجوان هستید و فکر می‌کنید ممکن است افسرده باشید - یا دوستی دارید که ممکن است افسرده باشد - برای دریافت کمک منتظر نمانید. با یک ارائه دهنده خدمات درمانی مانند پزشک یا پرستار مدرسه صحبت کنید. نگرانی‌های خود را با والدین، یک دوست صمیمی، یک رهبر معنوی، یک معلم یا شخص دیگری که به او اعتماد دارید در میان بگذارید.

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

روان درمانی یکی از نیازهای اساسی مردم است. بسیاری از مشکلات افراد ریشه در اختلال‌های رفتاری آن‌ها دارد که می‌توان با مراجعه به یک روان درمان و دریافت درمان مناسب، آن مشکلات را برطرف کرد. در این مقاله قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم که چه افرادی نیاز به مراجعه به روانپزشک دارند؟

 
 

چه افرادی باید به روانشناس مراجعه کنند؟

اگر دارای یکی از ویژگی‌های زیر هستید به شما توصیه می‌شود به یک روانشناس مراجعه کنید:

  • اگر خلق و خوی‌تان به صورت ناگهانی تغییر می‌کند.
  • اگر عملکردتان ضعیف شده است.
  • اگر توانایی کنترل خشم ندارید.
  • اگر مواد مخدر و الکل مصرف می‌کنید.
  • اگر اغلب اوقات احساس غم، نا امیدی و ناراحتی می‌کنید.
  • اگر به صورت مداوم تجربه‌های تلخ یا ضربات روحی خود را یادآوری می‌کنید.
  • اگر به خودکشی فکر می‌کنید.

تغییر ناگهانی خلق و خو

نوسانات شدید خلق و خو نشانه یک مشکل جدی است. اگر این تغییرات شدید است و در طول چند روز یا هفته مدام تکرار می‌شود، شما به روان درمانی نیاز دارید.

ضعیف عملکرد

شاید گاهی احساس کنید عملکردتان مثل گذشته نیست و به اندازه سن و وضعیت سلامت خود نمی‌توانید فعالیت کنید. در این صورت لازم است با یک روان درمان مشورت کنید تا علت آن مشخص شود.

عدم توانایی در کنترل خشم

خشم، نفرت و عصبانیت مداوم می‌تواند نشانه‌ای مهم از یک اختلال روانی باشد. خشم نه تنها توان عاطفی و جسمی را کاهش می‌دهد، بلکه اثر منفی بر شلامت، روابط و وضعیت شغلی شما دارد.

مصرف الکل و مواد مخدر

اگر الکل و مواد مخدر مصرف می‌کنید تا دردهای عاطفی تان را آرام کنید لازم است توسط یک متخصص سلامت روان مورد ارزیابی قرار گیرید. همچنین ممکن است بعضی از افراد به کارهایی مثل قمار و روابط جنسی نامشروع روی می‌آورند و با آن‌ها معتاد می‌شوند.

بخوانید  تقویت حافظه چیست و چطور باید آن را انجام دهیم؟

احساس غم، ناامیدی و ناراحتی

اگرچه احساس غم طبیعی است و همه افراد ممکن است در بخش‌هایی از زندگی خود آن را تجربه کنند، اما اگر به مدت طولانی یا به شکل دوره‌ای افسرده هستید، آن را جدی بگیرید. به‌ویژه اگر نشانه‌ای مثل تمرکز ضعیف، بدخوابی، توان کم بدنی و احساس بی‌ارزشی هم داشته‌باشید.

یادآوری مداوم تجربه تلخ یا ضربات روحی

یادآوری گذشته می‌تواند زندگی هر کسی را زیر و رو کند. خاطره‌های تلخ و تصویرهایی که ناخواسته به ذهن می‌رسند اغلب باعث می‌شوند فرد در حس و حال بد ماندگار شود.

فکر کردن به خودکشی

افسردگی و دیگر اختلالات خلق و خو باعث ایجاد فکر خودکشی در سر فرد می‌شود. اگر به خودکشی فکر می‌کنید بدون شک و تردید، فورا به یک روانشناس مراجعه کنید.

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

من اغلب از خودم می‌پرسم که پسرم در مورد آنچه که من در مورد خودش به او می‌گویم چه فکری می‌کند. به عبارت دیگر، او از طریق آنچه دیگران به او منتقل می‌کنند، درک می‌کند که کیست و چه توانایی‌هایی دارد. در دوره‌ای که در دانشگاه فلوریدای جنوبی تدریس می‌کنم، بخش بزرگی از ترم را صرف آموزش به دانشجویان دانشگاه در مورد چگونگی ایجاد خودپنداره‌شان می‌کنم. تأثیر شماره یک این است که دیگران دیدگاه خود را در مورد اینکه چه کسی هستند با آنها به اشتراک می‌گذارند - اساساً آینه‌ای را برای کسی نگه می‌دارند تا از شخصیت، اعمال، موفقیت‌ها و افکار خود آگاه شوند.بنابراین، با این طرز فکر، می‌خواهم در صحبت با پسرم در مورد اینکه به نظر من او کیست، هدفمند باشم و اجازه دهم که او به موقع این موضوع را پردازش کند. من مقاله‌ای در مورد عزت نفس نوشته‌ام و به سوال یکی از والدین در مورد پرورش عزت نفس پاسخ داده‌ام، اما می‌خواهم در این مقاله پنج روش عملی و آسان برای انجام این کار ارائه دهم.

۱. علایق را تشویق کنید

گاهی اوقات آسان است که بخواهید فعالیت‌های خاصی برای فرزندانتان مهم شوند، اگر برای شما مهم هستند. (من عاشق بیسبال هستم و می‌خواهم فرزندم در یک تیم بازی کند.) همچنین ممکن است انتظار ناگفته‌ای وجود داشته باشد که شما نمی‌خواهید علایق خاصی بخشی از زندگی فرزندتان شود. (من نمی‌خواهم فرزندم تشویق‌کننده شود.) برای اینکه به فرزندتان اجازه دهید شور و اشتیاق و انگیزه برای چیزی را در خود پرورش دهد، باید تا حد امکان قوانین کمی برای آنچه قابل قبول است، هدف باشد. این شامل قوانین نقش جنسیتی می‌شود - دختران نمی‌توانند فوتبال بازی کنند و پسران نمی‌توانند رقصنده باشند. هر چه کودک چیزی را بیشتر بپذیرد، بیشتر یاد می‌گیرد که چه کسی می‌تواند باشد و چه چیزی را می‌خواهد به دست آورد. هر چه بیشتر خودش را درک کند، بیشتر در مورد توانایی‌هایش می‌آموزد.

۲. احترام نشان دهید

اگر فرزندتان بشنود که شما دیگران را به خاطر رفتارها، اعمال یا نگرش‌هایشان مورد انتقاد یا قضاوت قرار می‌دهید، این باعث می‌شود که او از نشان دادن آسیب‌پذیری و صداقت در مقابل شما، به دلیل ترس از شما، محتاط‌تر شود. کودک باید احترام و درک را به عنوان روشی برای مشاهده دنیای اطراف خود الگوبرداری کند - سپس یاد می‌گیرد که بر اساس بی‌طرفی، برداشت‌های خود را شکل دهد. همین امر در مورد زمانی که با چیزی دست و پنجه نرم می‌کند نیز صدق می‌کند. این یک مشکل نیست، بلکه چیزی است که باید بر اساس نگاه بی‌طرفانه به موقعیت، آن را درک کند. هنگامی که بر آن غلبه می‌کنند، اعتماد به نفس آنها افزایش می‌یابد.

۳. مهارت‌ها را آموزش دهید

از یک طرف، اجازه دادن به کودک برای اینکه خودش چیزی را کشف کند، یک تقویت‌کننده‌ی اصلی اعتماد به نفس است. با این حال، هر چه کودک بیشتر در معرض یادگیری مهارت‌های جدید قرار گیرد، بیشتر احساس توانایی و اعتماد به نفس می‌کند که هر چیزی را که در آینده پیش می‌آید، می‌تواند به طور مؤثر مدیریت کند. من با پدری بزرگ شدم که می‌توانست هر چیزی را تعمیر کند ("رندی ماهر")، و او به من اجازه می‌داد هر زمان که روی چیزی کار می‌کرد، او را تماشا کنم و کمکش کنم. من همیشه به این افتخار می‌کردم (و هنوز هم می‌کنم!) که می‌دانم چگونه قرنیزها را درزگیری کنم، وسایل روشنایی را سیم‌کشی کنم، با قلم‌مو برش دهم، دیوار گچی را وصله کنم و غیره. وقتی می‌دانید که به شما آموزش داده شده است که کاری را به خوبی انجام دهید، یک حس ذاتی از موفقیت وجود دارد.

۴. مشارکت کنید

هیچ چیز به اندازه این برای اعتماد به نفس و عزت نفس کودک قدرتمند نیست که بداند والدینش همیشه در هر چیزی که برای او مهم است، مشارکت دارند و به آن اهمیت می‌دهند. چه این به معنای نشستن در کنار زمین بازی باشد، چه تشویق کردن کودک هنگام تکمیل یک پازل، یا تماشای کودکی که برای اولین بار دوچرخه‌سواری می‌کند، زمان و توجه شما بسیار ارزشمند است. این کار نه تنها پیوند شما را افزایش می‌دهد، بلکه به فرزندتان می‌آموزد که می‌تواند به خودش ایمان داشته باشد زیرا کسی را دارد که از قبل این کار را انجام می‌دهد.

۵. عزت نفس خود را نشان دهید

قوی‌ترین تأثیر رابطه در زندگی یک کودک، از والدین او ناشی می‌شود. به نظر می‌رسد همسالان تأثیر بیشتری دارند، اما مطالعات نشان می‌دهد که والدین بیشترین و طولانی‌ترین تأثیر را دارند. بنابراین، اگر از خودتان انتقاد کنید یا در مقابل فرزندانتان به توانایی‌های خود بی‌اعتقادی نشان دهید، احتمالاً آنها نیز نظر مشابهی در مورد خودشان خواهند داشت. هرچه بیشتر نشان دهید که می‌توانید نقاط ضعف خود را بپذیرید و نقاط قوت خود را جشن بگیرید، عزت نفس فرزندانتان را بیشتر تشویق می‌کنید تا همین کار را انجام دهند.

عزت نفس و اعتماد به نفس، ویژگی‌ها و صفات اکتسابی هستند و کودکان برای پرورش آنها به فرصت‌هایی نیاز دارند. با تشویق، صرف زمان و توجه، آنها می‌توانند یاد بگیرند که توانایی‌های خود را بپذیرند و نقاط ضعف خود را به چالش بکشند. صرف نظر از اینکه در حال حاضر چقدر دارند، همیشه با تجربیات مناسب، چیزهای بیشتری برای کسب کردن وجود دارد. باشد که با تشویق اعتماد به نفس در فرزندانتان، اعتماد به نفس شما در فرزندپروری‌تان نیز افزایش یابد!

 

 

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰


 

هر کودکی با روش خاص خود برای برخورد با جهان متولد می‌شود که ما آن را «خلق و خو» می‌نامیم. رویکرد کودک به موقعیت‌های جدید و افراد ناآشنا یکی از ویژگی‌های خلق و خوی بسیار مهم است.

واقعیت این است که برخی از کودکان به طور طبیعی در موقعیت‌های جدید راحت‌تر هستند و فوراً وارد می‌شوند، در حالی که برخی دیگر محتاط‌تر هستند و برای احساس امنیت در موقعیت‌های ناآشنا به زمان و حمایت بزرگسالان دلسوز نیاز دارند. در عین حال، این کودکان خجالتی اغلب ناظران بسیار دقیقی هستند که از آنچه می‌بینند چیزهای زیادی یاد می‌گیرند و ممکن است قبل از اقدام، تمایل بیشتری به فکر کردن در مورد موقعیت‌ها داشته باشند - یک مهارت مهم.

 

اگر کودکی شما خجالتی است برای درمان خجالتی بودن کودک با گروه ویان تماس بگیرید.

خلق و خو چیزی نیست که فرزندتان انتخاب کند، و چیزی هم نیست که شما آن را ایجاد کرده باشید. خلق و خوی «درست» یا «غلط» یا «بهتر» یا «بدتر» وجود ندارد. اما خلق و خو عامل بسیار مهمی در رشد فرزند شماست زیرا نحوه تجربه و واکنش او به جهان را شکل می‌دهد. به عنوان مثال، کودکی که محتاط است و کودکی که فوراً وارد ماجرا می‌شود، احتمالاً تجربیات بسیار متفاوتی در مراسم سالانه خانوادگی شما خواهند داشت و به انواع مختلفی از حمایت از شما نیاز خواهند داشت.

همچنین، به خاطر داشته باشید که انتظارات فرهنگی در اجتماعی بودن کودک نقش دارند، زیرا تفاوت‌های فرهنگی در مورد چگونگی ارزش‌گذاری «کمرویی» وجود دارد. به عنوان مثال، در برخی فرهنگ‌ها، کمرویی به عنوان یک ویژگی مثبت دیده می‌شود و مورد تشویق و انتظار است. در برخی دیگر، قاطع‌تر بودن ارزش بیشتری دارد.

کنار آمدن با افراد و تجربیات جدید

به نظر می‌رسد بعضی از کودکان از رحم مادر با تکان دادن دست به نشانه سلام کردن بیرون می‌آیند. برخی دیگر در مواجهه با افرادی که نمی‌شناسند، مرددتر هستند و این موضوع حتی از دوران نوزادی شروع می‌شود. این کودکان با بزرگ شدن، اغلب ترجیح می‌دهند به جای یک گروه بزرگ، فقط با یک یا دو دوست صمیمی بازی کنند. کودکانی که دیر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، اغلب به زمان و حمایت مراقبان مورد اعتماد نیاز دارند تا در تعامل با مکان‌های جدید یا افراد جدید احساس راحتی کنند.

به یاد داشته باشید که رفتار کودک می‌تواند در موقعیت‌های مختلف متفاوت باشد. ممکن است متوجه شوید که کودک نوپای شما در جشن تولد دوستش بسیار ساکت است، اما در کنار پدربزرگ و مادربزرگش که آنها را به خوبی می‌شناسد و دوست دارد، پرحرف است. کودکانی که دیر با شما صمیمی می‌شوند، اغلب از بازی کردن با خودشان یا فقط وقت گذراندن با شما بسیار خوشحال می‌شوند. اگرچه ممکن است به تعاملات اجتماعی کمتر یا متفاوتی نیاز داشته باشند، اما این کودکان به اندازه همسالان اجتماعی‌تر خود خوشحال هستند.

کنار آمدن با تغییر

کودکان خردسال به دلیل انعطاف‌پذیر نبودن در مورد روال‌هایشان شناخته می‌شوند و عموماً از تغییر هیجان‌زده نمی‌شوند. با این حال، به نظر می‌رسد برخی از کودکان با گذارها راحت‌تر کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیرتر هستند و می‌توانند راحت‌تر از دیگران از یک فعالیت به فعالیت دیگر بروند. کودکانی که دیر با محیط جدید وفق پیدا می‌کنند، اغلب ترجیح می‌دهند اوضاع به همین منوال باقی بماند و در برابر امتحان کردن چیزهای جدید، مانند پرستار بچه جدید یا حتی صندلی ماشین جدید، مقاومت بیشتری نشان می‌دهند. شنیدن «نه، نه، نه!»های زیاد در این موقعیت‌ها غیرمعمول نیست. بچه‌های محتاط اغلب قبل از آماده شدن برای گذار، به زمان و حمایت نیاز دارند. روال‌ها به ویژه مهم و آرامش‌بخش هستند. آنها به کودکان کمک می‌کنند تا احساس کنند که بر دنیای خود کنترل دارند.

آموزش رضایت به کودکان نوپا.
 

از تولد تا سه سالگی چه انتظاری باید داشت

تولد تا ۱۸ ماهگی

تقریباً از حدود ۸ تا ۹ ماهگی، همه نوزادان با اضطراب جدایی و غریبه‌ها کنار می‌آیند. اینها مراحل مهم رشدی هستند که اکثر نوزادان از سر می‌گذرانند و با خجالتی بودن یکسان نیستند. با این حال، باید در نظر داشت که نوزادانی که ذاتاً دیرتر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، اغلب در جدایی‌ها مشکل دارند و آرام کردن آنها ممکن است دشوارتر باشد.

  • جدایی در این مرحله مسئله بزرگی است زیرا نوزادان در حال حاضر:
  • درک کنند که آنها «شخصیت مستقل» خودشان را دارند، جدا از والدینشان.
  • تفاوت بین افراد آشنا و افراد ناآشنا را تشخیص دهید.

درک کنید که افراد و اشیا حتی وقتی از دید آنها خارج می‌شوند، هنوز وجود دارند (پایداری شیء). می‌بینید که کودک شما این مفهوم را وقتی دنبال اسباب‌بازی‌ای می‌گردد که در جعبه اسباب‌بازی پنهان شده است، یا دنبال توپی که زیر مبل غلتیده است، می‌فهمد. توانایی نوزادان در درک این ایده دلیل این است که در این زمان، اغلب هنگام خواب شروع به اعتراض می‌کنند و وقتی آنها را می‌خوابانند، گریه می‌کنند. آنها اکنون می‌دانند که شما هنوز جایی بیرون هستید، بعد از اینکه به آنها شب بخیر می‌گویید، و طبیعتاً می‌خواهند شما را برگردانند!

در این دوره، نوزادانی که قبلاً به راحتی از والدین خود جدا می‌شدند، ممکن است در هنگام جدایی (مانند تحویل دادن کودک به مهدکودک یا زمان خواب) بیشتر از قبل گریه و اعتراض کنند.

شما می‌توانید با خداحافظی مداوم به کودک خود اطمینان خاطر دهید. او را محکم در آغوش بگیرید و به او بگویید که در دستان بسیار خوبی است. با لبخند، به او بگویید که حالش خوب خواهد بود و بعداً او را خواهید دید. همچنین، مطمئن شوید که کودک شما (بالای یک سال) یک عروسک/پتوی «دوست‌داشتنی» یا مخصوص برای نوازش در غیاب شما دارد. اگرچه وسوسه‌انگیز است، اما وقتی مجبورید کودک کوچک خود را به شخص دیگری بسپارید، از بیرون رفتن یواشکی خودداری کنید. بیرون رفتن یواشکی این پیام را می‌رساند که فکر می‌کنید با ترک او کار اشتباهی انجام می‌دهید. این می‌تواند هرگونه ترسی را که او از جدایی و مراقبت دیگران دارد، افزایش دهد.

حتی در این سن کم، نوزادان در موقعیت‌های اجتماعی رویکرد متفاوتی دارند. برخی مشتاق تعامل با هر کسی هستند که ملاقات می‌کنند. آنها در صف خرید با فرد پشت سر شما نجوا می‌کنند و غان و غون می‌کنند و به سمت مادر دیگری که در کتابخانه برای فرزندان خود کتاب می‌خواند، می‌خزند یا می‌دوند. برخی دیگر از نوزادان در اطراف افراد جدید محتاط‌تر هستند. به نظر نمی‌رسد که دوست داشته باشند توسط افرادی که خوب نمی‌شناسند در آغوش گرفته شوند یا در آغوش گرفته شوند. آنها هنگام ملاقات با فرد جدید به شما می‌چسبند یا پشت پای شما پنهان می‌شوند. آنها به کندی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و برای سازگاری و احساس راحتی با افراد جدید به زمان نیاز دارند.

مهم است که به خاطر داشته باشید هدف تغییر خلق و خوی کودک شما نیست. بسیار مهم است که آنها احساس کنند به خاطر خودشان پذیرفته شده و مورد احترام هستند. وقتی به مراقبان کودک کمک می‌کنید تا بفهمند او کیست و چه نیازهایی دارد، از او حمایت می‌کنید. با مراقبان در مورد خلق و خوی کودک، اینکه چگونه دوست دارد آرام شود، چه چیزی او را آرام می‌کند و چگونه ترجیح می‌دهد در آغوش گرفته شود، صحبت کنید. این اطلاعات مهم است زیرا به مراقبان کودک شما کمک می‌کند تا مراقبتی را که نیاز دارد و شایسته آن است، ارائه دهند و باعث می‌شود کودک خجالتی در کنار مراقبان خود احساس امنیت و اعتماد کند.

۱۸ تا ۳۶ ماه

ممکن است کودک نوپای دیرجوش خود را در موارد زیر ببینید:

  • هنگام ملاقات با افراد جدید یا در فعالیت‌هایی مانند ساعت قصه‌گویی در کتابخانه، نزدیک شما باشد.
  • قبل از اینکه در یک محیط جدید، مانند خانه یک دوست یا زمین بازی جدید، مستقر شود و شروع به بازی کند، به کمی زمان نیاز دارد تا در آن احساس راحتی کند.
  • به ندرت با افرادی که نمی‌شناسد صحبت می‌کند.
  • ترجیح می‌دهد با شما بازی کند، یا وقتی او با دیگران بازی می‌کند، شما نزدیک او باشید.
  • در انتقال به یک مراقب جدید، مانند یک پرستار بچه جدید، مشکل داشته باشید.
  • در محیط‌های شلوغ و اجتماعی مانند مرکز خرید، زمین بازی یا مهمانی‌های تولد، احساس دستپاچگی و آشفتگی کند (گریه کند، اعتراض کند، بخواهد آنجا را ترک کند و غیره).

در فعالیت‌هایی مانند موسیقی والدین-کودک یا کلاس‌های ژیمناستیک، ترسو به نظر می‌رسد.

بین سنین ۲ تا ۳ سالگی، وقتی فرزندتان شروع به بازی تعاملی‌تر با سایر کودکان می‌کند، ممکن است متوجه شوید که ترجیح می‌دهد به جای یک گروه بزرگ، فقط با یک یا دو دوست خوب دیگر بازی کند. این بسیار رایج است. به یاد داشته باشید، هیچ راه درستی برای اجتماعی بودن وجود ندارد. آنچه کودک را خوشحال می‌کند، بسته به نوع کودک می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. تعداد دوستانی که یک کودک دارد لزوماً عامل مهمی نیست. کیفیت دوستی مهم است.

کودکان نوپایی که دیر با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، ممکن است از فعالیت‌های ساختاریافته برای کمک به انتقال به بازی با دیگران نیز بهره‌مند شوند. به عنوان مثال، در ابتدای زمان بازی یا مهمانی، می‌توانید پیشنهاد دهید که موسیقی بنوازند (یک قاشق چوبی و قابلمه عالی است) یا در فضای باز در یک جعبه شن بازی کنند. این نوع بازی به کودک خجالتی زمانی می‌دهد تا قبل از شروع فعالیت‌های تعاملی‌تر، در بازی‌های کناری شرکت کند. همچنین در صورت امکان، برنامه‌ریزی زمان بازی و مهمانی در خانه می‌تواند مفید باشد تا کودک خجالتی در جایی باشد که احساس امنیت، آرامش و اعتماد به نفس داشته باشد.

به یاد داشته باشید—خلق و خو سرنوشت نیست. می‌توانید به طبیعت دیرجوش فرزندتان احترام بگذارید و در عین حال به او کمک کنید مهارت‌های لازم برای سازگاری موفقیت‌آمیز با موقعیت‌ها و افراد جدید را بیاموزد. به عنوان مثال، وقتی به یک زمین بازی جدید می‌رسید که کودکان زیادی در آن بازی می‌کنند، از فرزندتان پیروی کنید و مدتی فقط به تماشای بازی بپردازید. سپس، وقتی می‌بینید کودکی احساس آرامش بیشتری می‌کند و به اتفاقات اطرافش علاقه‌مند است، پیشنهاد دهید که او را با تاب هل دهید یا با او از سرسره پایین بروید. از او بخواهید که یک وسیله را برای کاوش بعدی انتخاب کند. گام به گام، با گذشت زمان، به فرزندتان کمک می‌کنید تا با این مکان جدید سازگار شود و از آن لذت ببرد.

  • سامرند سلیمی
  • ۰
  • ۰

یک درمانگر جنسی یک فرد عادی نیست؛ او یک فرد حرفه‌ای است که به خوبی از کارهایی که برای کسانی که از او کمک می‌گیرند انجام می‌دهد، آگاه است. هنوز افراد زیادی هستند که پذیرش این واقعیت که با انواع مشکلات جنسی دست و پنجه نرم می‌کنند را دشوار می‌دانند. در واقع، اکثر آنها فکر می‌کنند که اگر مشکلاتی را که در زندگی مشترک خود دارند، مطرح کنند، دنیا در مورد آنها بد فکر خواهد کرد. از آنجایی که آنها این را نوعی ننگ می‌دانند، در طول زندگی خود با مشکلات جنسی شدیدی روبرو می‌شوند.

اما چگونه می‌دانید که آیا زمان آن رسیده است که با یک درمانگر جنسی مشورت کنید؟ چگونه می‌دانید که آیا فوراً به یک متخصص جنسی نیاز دارید تا مطمئن شوید که «زندگی مشترک» شما زیبا شده است یا بهتر از آنچه واقعاً هست؟ در اینجا لیستی از شش نشانه اصلی که ثابت می‌کند به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، آورده شده است:

۱) شما قادر به ارضای شریک زندگی خود در رختخواب نیستید: آیا تمام تلاش خود را کرده‌اید که همه چیز را به شریک زندگی خود بدهید، اما او راضی به نظر نمی‌رسد؟ اگر بله، مطمئناً زمان آن رسیده است که از کسی کمک حرفه‌ای بگیرید.

۲) از عملکرد خود در رختخواب راضی نیستید: مواقعی وجود دارد که شریک زندگی‌تان به شما نمی‌گوید که راضی نیست؛ با این حال، خودتان این احساس را دارید. اگر این اتفاق برای شما افتاده است، فقط یک متخصص امور جنسی می‌تواند به شما کمک کند تا با استرس یا انزال زودرس یا اختلال نعوظ کنار بیایید .

 


۳) شما نه به «گرفتن» و نه به «دادن» در رختخواب علاقه‌ای ندارید: عشق‌بازی با شریک زندگی‌تان وحشی‌ترین و زیباترین احساسی است که تا به حال تجربه کرده‌اید؛ با این حال، افراد کمی هستند که به نظر می‌رسد علاقه‌ای به ایجاد یک پیوند فیزیکی ندارند. این نشانه‌ای است که آنها به کمک نیاز دارند.

۴) رابطه جنسی، با وجود تلاش‌های شریک زندگی‌تان، شما را هیجان‌زده نمی‌کند: اگر شریک زندگی‌تان همه کار برای برانگیختن احساسات شما انجام داده است، اما شما به رابطه جنسی جذب نمی‌شوید، مطمئناً به یک درمانگر نیاز دارید که بداند چگونه احساسات هیجان را در شما برانگیزد.

۵) زندگی جنسی برای شما دردسر زیادی ایجاد می‌کند: اکثر زوج‌ها پس از نارضایتی مداوم در رختخواب، به طلاق ختم می‌شوند. با این حال، هیچ زوجی نباید به این دلیل رابطه خود را پایان دهد زیرا این یک اختلال است که می‌تواند با کمک یک درمانگر خوب درمان شود.

۶) رابطه جنسی برای شما کاملاً دردناک است: اگر از عشق‌بازی متنفرید زیرا برای شما دردناک است، باید به همین دلیل تحت درمان قرار بگیرید.

  • سامرند سلیمی